تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢
( 1 ) كه مىگويند ، قبول مىكنى و بر رأى تو موافق مىآيد ، تو امامى رشيد [ ى ] و خليفه‌اى بزرگوار ؛ حكم تو راست و اگر آن را كراهيّت مىدارى ، شمشير مىزنيم و از خداى مدد و معاونت مىخواهيم و با ايشان جنگ مىكنيم و مىنگريم تا حكم بارى تعالى چه باشد . اشتر اين سخنان در ميان جماعت مىگفت و جمعى از ابناى عمّ او و نيكخواهان اهل بيت شمشيرها به گردن نهاده و سلاح به تمام پوشيده ، به موافقت اشتر آرى مىگفتند . [ 11 ] معاويه و عمرو عاص و معارف شام كه در آن مجمع حاضر بودند ، اين سخنها مىشنودند و خاموش مىبودند و نطق نمىزدند . پس ، امير المؤمنين على ( رضى ) أشتر را فرمود : بنشين اى اشتر كه آنچه بر تو بود بكردى و بگفتى ؛ جزاك اللّه خيرا .

پيمان نامهء حكميّت

چون هر كس سخنى كه داشت بگفت ، امير المؤمنين على ( ع ) دبير خويش را گفت : بنويس كه اين قرارى است كه مىدهند على بن ابى طالب ( ع ) و معاوية بن ابى سفيان . . . أبو الأعور السّلمىّ گفت : ابتدا نام معاويه را ذكر كن . اشتر گفت : خاموش باش اى ناكس . تو را نرسد كه چنين كنى . اوّل بايد ابتدا به علىّ بن ابى طالب ( ع ) كرد كه او بر معاويه و غير معاويه مقدّم است . معاويه گفت : اى أشتر بگذار ، مقدّم دارد هر كدام خواهى ، باش . پس ، دبير بنوشت : اين قرارى است كه مىدهند علىّ بن ابى طالب ( ع ) و معاوية بن ابى سفيان و اهل حجاز و اهل شام از شيعهء على ( ع ) و متابعان معاويه كه ايشان رضا دادند بر حكم خداى تعالى از فاتحت آن تا خاتمت ، و قرار دادند كه هر چيز را كه قرآن زنده مىكند ، ايشان زنده كنند و هر چه قرآن بميراند ، ايشان بميرانند . عبد اللّه بن قيس ؛ يعنى ، ابو موسى اشعرى [ 12 ] ، و عمرو عاص را حكم كردند و هر دو به حكمى كه ايشان كنند ، راضى شدند . علىّ بن ابى طالب ( ع ) و معاوية بن ابى سفيان عهد خداى تعالى و ميثاق او [ 279 الف ]
هامش
[ ( 11 ) ] نچ : اشتر اين . . . مىگفتند . [ ( 12 ) ] ب . ت . ل . چ : « يعنى ، ابو موسى اشعرى » حذف شده است .