تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
( 1 ) او از من گريخته است و مدّتها در غيبت من خلل در كار من مىكرده و مرا هميشه دشمن مىداشته و مردمان را از متابعت و مبايعت من نفرت مىداده است . چنانچه بر شما معلوم است كه هميشه از من هراسان بود تا او را ايمن كردم و باز خواندم ، مع ذلك هر وقت كه فرصت يافته ، مرا در نظر مردم عيبها كرده تا از [ 276 ب ] من نفرت كنند و مرا دشمن دارند . خود انصاف دهيد كه اين چنين شخص را چگونه امين خود دانم و به اين كار گمارم ؟ من به هيچ وجه به او راضى نيستم و اين مهمّ را به او حوالت نمىكنم . اشعث و عبد اللّه و حصين چون به وعده‌هاى معاويه و عمرو عاص فريفته شده بودند ، در حكم بودن ابو موسى مبالغه كردند . پس ، امير المؤمنين فرمود : اگر لابد حكم بايد ، عبد اللّه عبّاس اينجاست او را حكم گردانيد . آن جماعت گفتند : و در اين كار تو و عبد اللّه يك حكم داشته باشيد . عبد اللّه از تو است و تو از عبد اللّه ، ما او را به هيچ نوع نخواهيم . آن حضرت فرمود : اگر به عبد اللّه عبّاس راضى نمىشويد ، اشتر را بدين كار حكم كنيد . اشعث گفت : اين آتش فتنه اشتر افروخته است چگونه او را حكم توان كرد ؟ امير المؤمنين گفت : حكم بودن اشتر عيبى ندارد و او چه خواهد كرد كه نه بر جادّهء قرآن خواهد بود ؟ اشعث گفت : حكم اشتر آن است كه بگذاريد تا او شمشير بزند تا اين كار چنان كه مراد اوست بنشيند . اشتر گفت : اى اشعث ، تو اين سخن از آن جهت مىگويى كه امير المؤمنين تو را از رياست معزول كرده است و تو را اهليّت اين كار ندانسته است . اشعث گفت : و اللّه كه چون آن رياست به من داد ، خوشدل نشدم و چون مرا معزول كرد ، اندوهگين نشدم . امير المؤمنين گفت : معاويه عمرو عاص را در اين كار بدان جهت اختيار كرده است كه بر او اعتماد دارد كه در كلّ احوال رضاى او جويد . عمرو عاص قريشى است و قريشى بايد در مقابل او بايستد و بر عبد اللّه عبّاس مزيدى نيست كه هر گرهى كه عمرو زند ، عبد اللّه آن را بگشايد و هر كارى كه عمرو عاص محكم كند ، عبد اللّه آن را سست گرداند . أشعث و جماعتى كه با او بودند گفتند : ما هرگز راضى نشويم كه دو مرد مضرى ميان ما حكم كنند . مردى بايد از مضر و ديگرى از يمن تا اين كار بگشايند . امير المؤمنين گفت : من از آن مىترسم كه اين مرد يمانى را عمرو عاص بفريبد كه عمرو مكّارى عظيم است . از دو وجه ابو موسى را نبايد به اين مهمّ برگماشت ، يكى