تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 681

مساهمون:

ص٦٨١
( 1 ) معاويه گفت : راست مىگويى . هر حساب كه از تو برگرفته‌ام ، چنان كه مراد بوده است بازخوانده است و بر هر مهمّ كه بر مشورت و اشارت تو اعتماد كرده‌ام ، فاتحت آن مسعود و عاقبت آن محمود بوده است .
به هر چه روى نهم يا به هر چه رأى كنم * قوى است دست مرا تا تو دستيار منى
پس ، امير المؤمنين على ( ع ) نامه‌اى نوشت به معاويه بر اين منوال : امّا بعد ، افضل آنچه مرد مسلمان بر آن مشغول شود چيزى باشد كه هر كس بشنود آن را از او نيكو شمارد و به حيف و بطلان مردم را در معرض هلاك و فنا نرساند . اى معاويه ، از دنيا بر حذر باش و دل بر جهان منه ، بدان كه نعيم دنيا را بقا و ثبات نيست و راحات او چون برق گذران و چون باد پويان است . اى معاويه ، [ 275 الف ] دانسته‌اى كه هر چه خداى تعالى كسى را ننهاده باشد و او را حكم نكرده باشد ، برنتواند گرفت و بدان نتواند رسيد . بسا كسان كه نه به حقّ طلبكارى كرد و بدان برسيد و اگر رسيد ، روزى چند بيش برنداشت و تمتّعى نيافت و به عاقبت به عذاب غليظ مبتلا شد . از آن روز بينديش كه عاقبت عمل خويش بينى و بر هر چه شيطان [ تو را ] بر آن داشته باشد و مرتكب شده باشى پشيمانى خورى . تعجّب مىكنم كه تو مرا به حكم قرآن مىخوانى . تو خود مىدانى كه از اهل قرآن و حكم آن نيستى و مرا نتوانى گفت كه به احكام قرآن راضى باش ؛ چه آخر حال من ظاهرتر از آن است كه بدين سخن احتياج افتد . اين سخن كه مىگوييد خديعتى و مكيدتى ظاهر است و همگان را اين كيد و مكر معلوم شده است امّا چون تمسّك به كتاب خداى تعالى مىكنند ، بر آن قرار دادم . ميان من و تو حكم قرآن تمام است و هر كس كه به حكم قرآن راضى نباشد ، در ضلالت عظيم بود ؛ و السّلام على عباده الصالحين . ( 546 ) چون معاويه نامهء امير المؤمنين على ( ع ) را بخواند و بر مضمون آن واقف شد ، جواب آن بنوشت بر اين منوال : امّا بعد ، خداى تعالى ما را و تو را عافيت دهاد . من كه در اين محاربت
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 681 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى