تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
( 1 ) جماعتى كه حاضر بودند بعضى آن حضرت را تصديق نمودند و برخى دعا و ثنا گفتند و زمره‌اى سر در پيش افگنده خاموش بودند . در اثناى اين مقال أبو اعور السّلمىّ را ديدند كه از نزديك معاويه مىآمد ، بر اسبى برنشسته و مصحفى بر سر نهاده ، بيامد و در برابر امير المؤمنين على ( ع ) بايستاد و گفت : اى على ، يكى از ما ديگرى را فرمان نمىبرد و از هر دو لشكر خلق بسيار كشته شد ، نيز يكى از ما چنان مىداند كه او بر حقّ است و خصم او بر باطل و آنچه از اين كار مانده است سخت‌تر و دشوارتر از آن مىنمايد كه بگذشت و همه ما را روز قيامت از اين محاربت سؤال خواهند كرد [ 274 ب ] و از اين مقام كه ايستاده‌ايم ، باز خواهند پرسيد . من در اين كار انديشه كرده‌ام كه متضمّن صلاح ما و شماست . اگر بر آن جمله كه صلاح ديده‌ام ، برويد ميان ما و شما الفت و موافقت پديد آيد و خونها ناريخته بماند و آتش اين فتنه تسكين يابد . مصلحت آن است كه دو حكم نصب كنيم كه ميان ما و شما بر آن جمله كه كتاب خداى تعالى است حكم كند . يك نفر از ما باشد و يكى از شما . از خداى بترس اى على ( ع ) و بر اين جمله كه مىگويم راضى شو و بر آنچه صلاح مسلمون است برو . [ 176 ] و السّلام . از همهء لشكر امير المؤمنين آواز برآمد : ما به حكم قرآن راضى شده‌ايم و به كتاب خداى سبحانه ايمان داريم . أبو الأعور گفت : الحمد للّه على ذلك ، توفيق رفيق باد . و اين غوغا بر اين جمله برنشست . پس ، أبو الأعور بازگشت و به لشكر معاويه شده تقرير كرد كه او چه گفت و اهل عراق چه گفتند . مردمان خوشدل شده ، شمشيرها در نيام كردند و سلاحها بنهادند و عزيمت بر نصب حكمين مصمّم گردانيدند . عمرو عاص معاويه را گفت : تدبير و رأى مرا چگونه ديدى ؟ هيچ مىدانى از چه درياى خونخوارى تو را به كنار آوردم و از چه گرداب تن او بارى جانت را به سلامت رها دادم . [ 177 ]
هامش
[ ( 176 ) ] چ : « و بر آنچه . . . برو » حذف شده است . [ ( 177 ) ] چ : در درياى عراق غرق شده بودى ، من تو را نجات دادم .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 680 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى