تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
( 1 ) اگر بر حكم هواى نفس خويشتن خواهيد رفت ، شما را منع خواهيم كرد . و السّلام . گفتند : كس بفرست و اشتر را بازخوان كه او برقرار جنگ مىكند و مردان مىكشد . اشتر آن ساعت با جمعى از ابناى عمّان و متصّلان و خويشان خويش در حين طعن و ضرب بود و حسن ظفر يافته ، نزديك بود كه لشكر معاويه را بشكند و شاميان را متفرّق و منهزم گرداند . امير المؤمنين يكى را به نزديك او فرستاد كه : دست از جنگ بدار و بازگرد و به تعجيل بازآى كه فتنه‌اى پديد آمد و واقعه‌اى نو بيفتاد . اشتر ( 542 ) رسول را گفت : برو امير المؤمنين را بگوى كه اين ساعت وقتى نيست كه باز توان گشت . آثار فتح پديد آمده است همين لحظه ظفر خواهيم يافت ، توقّف فرماى و مرا باز مخوان . رسول باز آمد و جواب اشتر باز گفت . از آن موضع كه اشتر جنگ مىكرد نعرهء مردان بلند گشت و غبارى عظيم پديد آمد . پس آن جماعت بر امير المؤمنين گفتند : ما از تو درخواستيم كه اشتر را بازخوان تا جنگ نكند . تو او را فرموده‌اى در جنگ مبالغت زيادت كن ، كه تا رسول تو آنجا شد و بازآمد جنگ سخت‌تر شده و جدّ اشتر در حرب زيادت گشته . امير المؤمنين گفت : سبحان اللّه ! آخر در پيش شما به آواز بلند رسول را گفتم كه برو و اشتر را بگوى كه دست از جنگ بدار و باز گرد . با او سخنى ديگر نگفتم و جاى خالى نكردم و چيزى به گوش او نگفتم . به شما چه چيز معلوم شد كه من اشتر را به جنگ فرمودم ؟ پس ، رسول را فرمود : برو و اشتر را بازخوان و بگو كه تو را جنگ نمىفرمايم به تعجيل بازآى . رسول برفت و اين سخن بر اين جمله به اشتر گفت . اشتر گفت : مگر از جهت اين مصاحف كه بر سر نيزه‌ها بسته‌اند ، مرا باز مىخواند ؟ رسول گفت : آرى اشتر گفت : و اللّه دانستم كه به سبب بستن اين مصاحف بر نيزه‌ها پديد آمد . آخر نمىدانند كه اين از حيله‌هاى عمرو عاص است كه از اين جنگ به سلامت برهند . من