( 1 ) اى معارف عراق ، بدانيد كه خداى تعالى ميان ما از جهت انساب و ارحام حقوق بسيار ثابت گردانيده است كه رعايت آن حقوق از لوازم و فرايض باشد و ما دانستهايم اى ابو الحسن تو را با رسول خدا ( ص ) سابقه قرابت و قربتى عظيم است و بارى تعالى [ تو را ] علم و فضيلت و حلم و شجاعت داده و با كمال تجربت ، بزرگى ، عزّت ، جود و سخاوت روزى كرده است . خداى تعالى مىداند و تو را هم معلوم باشد كه ما اين جنگ از راه جاهليّت [ 264 ب ] مىكنيم و چندين هزار خلق بىفايده كشته شده است و مىدانيم اگر اين جنگ بر اين منوال هفتهء ديگر بماند ، از ما نافخ نارى و ساكن دارى نماند . انديشه كردهايم كه تو به سعادت به جانب عراق و حجاز باز گردى و ما به جانب شام و دست از اين محاربت بىفايده بداريم تا خونهاى مسلمانان زيادت از اين ريخته نشود و زنان و فرزندان بيوه و يتيم نگردند و اين تشويش و اضطراب به آخر رسيده ، جهان شوريده سكونى و آرامى يابد .
خداى تعالى عليم است و كفى به عليما كه من اين سخن خالصا لوجه اللّه از جهت نصيحت هر دو طرف مىگويم و در آن بيرون محافظت حقوق قرابت غرضى و مقصودى ندارم ؛ و ما التوفيق إلا من عند الله العظيم .
چون شرحبيل اين كلمات تقرير كرده امير المؤمنين فرمود :
و اللّه كه من در اين كار بسيار انديشيدم و پس و پيش آن نگريستم و ظاهر و باطن آن مطالعه كردم و در اوايل و اواخر و مطالع و مقاطع آن تأمّل شافى واجب داشتم . آخر ، چنان روى نمود كه [ يا ] با شما جنگ بايد كرد يا بدانچه محمّد رسول اللّه ( ص ) به ما آورده است ، كافر شد . به خدايى خداى كه اگر در اين حادثه جان من فداى جانهاى مسلمانان شدى و خونهاى ايشان ناريخته ماندى ، روا داشتمى . اين ساعت مصلحت آن است كه شما معاويه را بگوييد تا ترك عناد گويد و به آنچه مهاجر و انصار بدان رضا دادهاند ، موافقت نمايد و من نيز از خداى تعالى درخواهم كه حقّ را بر مبطل دست دهد .
به خدايى خدا قسم كه مرا چنان است كه هر كس با معاويه است و با من جنگ مىكند ، روز قيامت جاى او آتش دوزخ است .
شرحبيل چون اين سخن از على ابو طالب ( ع ) بشنيد ، بر پاى جست و ياران خويش را گفت :
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 658
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٦٥٨