تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
( 1 ) آمده خداى را حمد و ثنا گفت و بر رسول خدا ( ص ) درود فرستاد . [ 264 الف ] پس گفت : عثمان [ كه ] خداى تعالى او را بهشت كرامت كناد و آنچه با او رفت ، كفّارت گناهان او باد فاضلتر اصحاب رسول خدا ( ص ) بود هم به نسب هم به حسب هم به رفعت خاندان هم قدمت دودمان و شرف دامادى مصطفى ( ص ) داشت به دو سلالهء نبوّت . كسى كه بر كشتن عثمان دليرى نمود و چنان محظورى روا داشت ، خداى تعالى حساب كنندهء تمام است خود سزاى او بدهد و آنچه لايق اعمال او باشد ، فرمايد . به خداى كه ما سوابق حميده و وسايل مرضى كه على ( ع ) را در خدمت مصطفى ( ص ) است مىدانيم و بر اوايل و اواخر آن از همهء عالم وقوف بيشتر داريم و آثار نيكو و مقامات مشهور كه ياران او راست از مهاجر و انصار انكار نمىكنيم و به قليل و كثير آن عالميم و بر دقيق و جليل آن وقوف داريم و خود فضايل و مناقب و مآثر و محاسن على ( ع ) را چگونه انكار توان كرد .
فضايلى و مناقبى كه خاندانش راست * بر آن سپهر دليل است و آفتاب گواه
مكارم شيم و مآثر سير على ابو طالب ( ع ) از شرح مستغنى و بدان احتياج نيست كه در تقرير آن خوضى رود . غرض ما از اين نشستن و گفتن آن است ؛ تا باشد كه اين فتنه تسكين پذيرد و خون مسلمانان ناريخته بماند . در اين معنى انديشه كرده‌ايم و رأيى زده ، اميدواريم كه موفق افتد و توفيق رفيق آيد و به نوعى كه متضمّن رضاى جانبين باشد ؛ اين كار به مخلص رسد و صلح و صلاحى روى نمايد . اين ساعت اعيان شام و بزرگان نواحى عراق در اين خدمت مبارك در حضور على ابو طالب ( ع ) جمعند و همه كمر همّت بسته‌اند كه امروز اين واقعه به قطع خواهد رسيد و صبح راحت از مشرق سعادت خواهد دميد . اگر اجازت مىفرمايى تا شمّه‌اى از آنچه انديشيده‌ايم ، بر رأى عالى عرض داريم اگر موافق طبع مبارك افتد ، فهو المراد و الّا به نوعى ديگر كه مصلحت دانيد كه آتش اين فتنه تسكين يابد پيش گرفته آيد . چون عمرو عاص اين فصل بگفت ، امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : از تكلّف و آرايش سخن بدار ، رأيى كه زده‌اى ، تقرير كن تا كيفيّت آن معلوم شود و نيك و بد آن دانسته آيد . شرحبيل بن السّمط الكندىّ سخن آغاز نهاد و گفت :