تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
( 1 ) پس ، عبد اللّه عبّاس جواب نامهء معاوية بن ابى سفيان را بنوشت بدين مضمون : امّا بعد ، نامهء تو رسيد و آنچه نوشته بودى ، مفهوم شد . آنچه ياد كرده و گفته‌اى كه ما در بدى رساندن به انصار و اقرباى عثمان تعجيل كرده‌ايم و بر كسان ديگر در فساد كار و اهمال جانب ايشان سبقت گرفته‌ايم ، تو حال خويش فراموش كرده‌اى و ياد نمىآرى كه عثمان در چنان وقتى كه از تو يارى خواست و تو او را يارى ندادى حال آنكه تو مىتوانستى او را يارى دهى و او را از كشتن خلاص دهى به واسطهء كار خود او را مدد نكردى و امروز آن سخن بگذاشته و ما را به اسائت جانب و توهين كار او متّهم مىدارى . امّا ، حديث تيم و عدىّ كه ما را بر ايشان اعرا مىكنى . اين حال ظاهر است و همهء عالم دانند كه ابو بكر و عمر از عثمان بهتر بودند چنان كه عثمان از تو بهتر بود . آنچه مىگويى از معارف قريش شش نفر بيش نمانده است . مردان قريش بسيارند و مىبينى كه از معارف و اخيار قريش هر روز چند سوار [ به ] اختيار با تو و لشكر تو جنگ مىكنند و آنها كه نه در موافقت ما و نه در موافقت تويند كه در خانهء خويشتن نشسته‌اند و به هيچ طرف نيفتاده ، گوشه گرفته‌اند اين خود در تحت شمار نيايد . و امّا ، تضرّعى كه كرده بودى و در خواسته بودى كه ترك جنگ گفته شود و خونها ناريخته بماند ، بدان كه مصافهايى كه بديدى و مكاوحت و محاربتى كه مشاهده كردى در جنب آنچه بعد از اين خواهد بود ، ناچيز خواهد بود و ماضى از مستقبل قصورى تمام خواهد داشت بلكه مستقبل بر ماضى رجحانى عظيم خواهد گرفت . آنچه نوشته بودى كه بعد از عثمان مردمان با تو بيعت كردندى ما همه در متابعت و مطاوعت تو تعجيل داشتيمى ، مهاجر و انصار و عموم الناس يك دل و يك زفان با امير المؤمنين على ( ع ) بيعت كردند . او برادر رسول خدا ( ص ) ، وصىّ او ، پسر عمّ او ، و وارث علم اوست . او از من بهتر است و خلافت را اهلتر . چرا با او بيعت نمىكنى و به چه موجب با او مباعدت مىنمايى و با او محاربت مىكنى و ادعاى خلافت مىكنى ؟ تو خود نيك مىدانى كه تو را اهليّت آن نيست كه بر سرير خلافت مسلمين بنشينى و خليفهء
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 638 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى