تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
( 1 ) مبيّن است ؛
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ .
در معنى اين آيه تفكّر كنيد و صفهاى خويش بر صفت بنيان مرصوص گردانيده زره وران را در پيش كنيد و جماعتى كه سلاح كمتر دارند ، ايشان را باز پس داريد . دندان بر هم افشاريد و دل بر جاى داريد كه چون اين چنين كنيد ، شمشير بر شما كار نتواند كرد و دل شما به قوّت باشد . به وقت جنگ تيرها را بركش گيريد تا آن را بهتر كار توان فرمود و نيزه‌ها را عزيز داريد و آن را جز به مبارزان اختيار و به مردان كارزار مدهيد . از صف مگريزيد كه بدان سبب خويشتن را در معرض غضب بارى تعالى آريد . بدانيد كه احتياط و حزم در عمج بيفزايد و جرات و اقدام از حيات نكاهد . اجل محتوم و حكم مبرم بارى تعالى را دفعى و ردّى نتواند بود قوله تعالى :
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ [ 10 ] مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا ،
اگر اين ساعت احتياط كنيد و از اين محاربت بگريزيد ، چون تقدير بر آن رفته باشد و كسى را اجل رسيده باشد فرار او سودى نكند و نتواند گريخت و هر چه در ازل رفته باشد ، بر اختلاف ايّام ديدنى باشد . بايد دل بر قضا نهيد و از صبر يارى خواهيد كه ظفر به صبر حاصل آيد . [ 215 ب ] ياران صادق و دوستان موافق با طبعى خرّم و خاطرى مسرور دعوات امير المؤمنين على ( ع ) اجابت كردند و گفتند : اى امير المؤمنين ، ما بندهء فرمان توايم و از دل و جان تو را نيكو خواهيم . هر چه فرمايى ، از جان در آن كار بكوشيم و تا رمقى از جان در بدن داشته باشيم از خدمتكارى تو پاى كم نياريم . امير المؤمنين ايشان را دعاى خير گفت . پس ، برنشست و لشكر به مصاحبت او سوار شدند و به جاى جنگ آمدند . مردى از اهل شام ، نام او مسجع بن بشر الخرامىّ ، در ميان بنى خرام آمد و گرفت : اى برادران ، مرا يارى دهيد كه مىخواهم امروز كارى كنم و على ( ع ) را كه به شجاعت و نام آورى و مبارزت مىستايند او را دريابم و با او كارزارى كنم .
هامش
[ ( 10 ) ] ل : فردتم .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 544 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى