تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
( 1 ) الطائيّ داد . سواران كمين به عمّار ياسر و عمرو بن الحمق الخزاعىّ تسليم نمود . پيادگان كمين به عامر بن واثلة الكنانىّ و قبصة بن حاير الأسدىّ سپرد . چون از اين تعبيه فارغ شد ، بر هر قبيله‌اى از قبايل ربيعه و مضر يمن مردى را از سادات ايشان نصب فرمود تا به مصالح ايشان قيام نمايد و ايشان را در محاربت و مكاوحت هدايت كند . چون صفها راست شد و مبارزان روى به جنگ آوردند ، اوّل مردى از لشكر معاويه ، نام او عوف الحارثى ، بيرون آمد و ساعتى در ميدان جولان كرد . رجز خواند و مبارز خواست . علقمة بن قيس از اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) بيرون آمد و بر او حمله كرد و نيزه بر سينهء او زد و او را از اسب بينداخت . پس ، عمرو بن عاص علم خود را به پسر خويش عبد اللّه داد و با جماعتى از اهل شام بيرون آمد . رجزى بگفت به مردانگى و شجاعت خويشتن مفاخرت نمود و بر لشكر امير المؤمنين حمله كرد و [ 211 ب ] مبارزتها نموده . بر جاى خويشتن بايستاد . امير المؤمنين بدان صف كه عمرو ايستاده بود التفاتى كرد و بنگريست تا او كجا ايستاده است . پس مبارزى را از قبيلهء ربيعه ، نام او حصين بن منذر ، بخواند و علم سياه به دو داد و پانصد سوار را از مهتران ربيعه در خيل او كرد و او را گفت : مردانه باش و با اين سواران اختيار كه به تو دادم بر لشكر عمرو عاص حمله كن و دستبردى بنماى . حصين گفت : چنان كنم . علم بستد و با آن سواران ربيعه بر لشكر عمرو حمله كرد . ساعتى از اين جانب به آن جانب مىتاخت تا از اهل شام خلقى را بينداخت . معاويه از دور مىنگريست ، گفت : هيچ كس داند كه اين علم سياه از كيست ؟ گفتند : اين حصين بن منذر است كه با قوم خود ربيعه بدين طريق مبارزت مىنمايد . معاويه گفت : تا پانصد سوار از سواران قبيلهء عك و حمير ( 495 ) و لخم ( 496 ) به جنگ حصين روى نهادند . به فرمان امير المؤمنين صد سوار از قبيلهء مذحج به مدد حصين روان گرديد . چون اين سواران به حصين رسيدند ، جنگهاى عظيم كردند . حصين با آن سواران حمله آورد و مىتاخت تا به سرا پردهء معاويه رسيد . سواران لشكر معاويه گروه گروه از پيش ايشان مىگريختند و با ايشان مقاتله و مقابله نمىتوانستند كرد . پس ، مردى از اندرون سرا پردهء معاويه آواز داد : اى اهل كوفه ، ما پسران عمّ خويشتنيم . آخر شرم داريد و پاى در حرم ما منهيد .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 535 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى