( 1 ) او فرستاد ، جنگهاى قوى كردند و مردم بسيار از هر دو لشكر كشته و مجروح گشتند و چون شب در آمد ، به وثاقهاى خود باز شدند . بدين طريق هر روز ميان هر دو لشكر جنگى واقع مىشد و اين وقايع و محاربات در ماه محرّم بود . [ 1 ]
چون محرّم بگذشت و هلال صفر ديده شد ، امير المؤمنين على ( ع ) ميان لشكر منادى فرمود :
ما در اين روزها به دو موجب جنگ با اهل شام را در توقّف مىداشتيم . يكى آنكه آن ماه حرام بود و جنگ كردن در آن ماه را منع فرمودهاند و دويّم آنكه توقّفى مىكرديم ؛ تا باشد كه آن قوم در اين كار انديشهاى كنند و رشد خويشتن باز يابند و در طاعت و متابعت رغبت نمايند . [ 211 الف ] اكنون ماه محرّم بگذشت و ماه صفر در آمد ، و آن جماعت همچنان بر سر جهل و ضلالت عدوان و عداوت خويشتنند . از كلماتى كه گفتيم هيچ در ايشان اثر نكرد و نخواهد كرد . عزيمت محاربت ايشان مصمّم گردانيديم جنگ را ساخته باشيد و دل بر طعن و ضرب بنهيد و بدانيد كه ما بر حقّيم و از سر يقينى صادق و اعتمادى پاك با آن قوم گمراه جنگ خواهيم كرد ؛
وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ
، و هو لا يهدى كيد الخائنين . ( 494 )
چون لشكر اين سخن بشنيدند ، بدانستند كه سبب توقّف امير المؤمنين على ( ع ) در جنگ اين بوده است . همه مستعدّ جنگ شدند و دل بر محاربت و مقاتلت بنهادند . معاويه چون اين خبر بشنيد ، ساختهء كار شد و تعبيهء لشكر خويشتن راست كرده ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح و ساقه و كمين لشكر خود مرتّب گردانيد . امير المؤمنين على ( ع ) نيز لشكر خويشتن را ترتيب داده ، ميمنهء سواران به حسن ( ع ) و حسين ( ع ) سپرد . ميمنهء پيادگان به عبد اللّه بن جعفر الطّيار و مسلم بن عقيل بن ابى طالب داد . ميسرهء سواران به محمّد بن الحنفيه [ 2 ] و محمّد بن أبى بكر تسليم نمود . ميسرهء پيادگان به هاشم بن عتبة بن أبى وقّاص و برادر او عمرو بن عتبه داد . عبد اللّه بن عبّاس و عبّاس بن ربيعة بن الحارث [ 3 ] را در قلب سواران بايستانيد . أشعث بن قيس و أشتر نخعى را در قلب پيادگان مرتّب گردانيده ، آن موضع را بديشان سپرد . جناح سواران به سعيد بن قيس الهمدانىّ و عبد اللّه بن بديل [ 4 ] و ورقاء الخزاعىّ حواله كرد . جناح پيادگان به رفاعة بن الشّداد العبسى و عدىّ بن حاتم
هامش
[ ( 1 ) ] ل : « بدين طريق . . . محرّم بود » حذف شده است .
[ ( 2 ) ] ل . چ : محمد بن حنيف .
[ ( 3 ) ] ل . م : عباس بن ربيع .
[ ( 4 ) ] ت : عبيد اللّه بن بدير .