تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
( 1 ) عثمان را نكشته‌ام و نفرموده‌ام و بر آن راضى نبوده‌ام . [ 210 ب ] اگر بر آن رضا نداشته ، كشندگان عثمان را نزد من فرستد تا قصاص كنم . اگر بر اين جمله رود ، او را اجابت كنيم و به خدمت او شتابيم ، او را اطاعت نماييم ، و به طوع و رغبت متابعت او به جاى آريم و الّا به تقدير بارى سبحانه راضىايم . هر چه خواهد بود ، گو باش . شما باز گرديد و آنچه در ميان رفته و گفته شده ، بر او عرض داريد . [ 57 ] ايشان برخاستند و به خدمت امير المؤمنين على ( ع ) آمدند و آنچه ميان ايشان و معاويه رفته بود ، باز گفتند : امير المؤمنين روى به ياران خود آورد و گفت : واجب نكند كه اين قوم در باطل و دروغ خويشتن به جدّتر از آن باشند كه شما در حقّ و صدق . بايد كه شما در اين كار راغبتر از آن باشيد كه هستيد و جهدى زيادت از اين بكنيد و مبالغتى بيشتر از اين نماييد . همگان از سر اعتقاد خالص و اجتهاد صادق جواب دادند : هر چه ممكن باشد ، به جا آريم و در رضاى تو به أقصى الغايه بكوشيم و هيچ تقصير و تأخير روا نداريم .

8 . در مسير جنگ صفّين

روزى كه عمرو عاص طليق العورة شد

القصّه ديگر روز على الصباح ، عبيد اللّه بن عمر بن الخطّاب با فوجى آراسته و ساختهء جنگ از لشكر معاويه بيرون آمد . چون امير المؤمنين على ( ع ) از اين معنى خبردار شد ، محمّد بن أبى بكر را با فوجى از سواران به جنگ او فرستاد . ميان ايشان آن روز جنگى عظيم افتاد و از هر دو جانب خلقى بسيار كشته شد و وقت نماز شام از يك ديگر باز گشتند . ديگر روز از جانب معاويه شرحبيل بن سمط الكندىّ با كوكبهء تمام بيرون آمد و از جانب امير المؤمنين على ( ع ) اشتر نخعى با خيلى آراسته به نزديك او شد . آن روز از صباح تا رواح جنگ كردند و از جانبين خلق بسيار كشته و خسته گشت و به وقت غروب آفتاب بازگشتند . ديگر روز به وقت طلوع آفتاب عمرو عاص با لشكرى جرّار و عدّت و آلت بسيار بيرون آمد . امير المؤمنين على ( ع ) عبد اللّه بن عبّاس را با خيلى انبوه و جمعى كثير به مقابلهء
هامش
[ ( 57 ) ] ت . ل . چ : شما را جزين جواب نباشد .