تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
( 1 ) تو و اسلاف تو است كه اگر [ 215 ب ] ديده بر تو افتد ، عزايم اهل دين و ارباب يقين بينى و اگر دست تو را باشد ، هيچ زيان ندارد
إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ .
چون اين نامه امير المؤمنين ( رضى ) به معاويه رسيد ، مضطرب شد و متردّد و متحيّر گشت و خواب و آرام او برفت و ندانست كه اين نامه را چه جواب نويسد . عاقبت الأمر اين بيت در جواب نوشت :
ليس بينى و بين قيس عتاب * غير طعن الكلبى و ضرب الرقاب
و امير المؤمنين على اين آيه از قرآن در حقّ او بنوشت :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ .
( 483 )

اوّلين برخورد لشكر عراق و شام

پس ، امير المؤمنين على ( رضى ) جماعتى از اهل رقّه را بخواند و فرمود كه بر آب فرات پل بندند تا لشكر بگذرد . اهل رقّه جواب دادند : ما نتوانيم پل بست . امير المؤمنين على ( رضى ) دانست كه ايشان هواخواه معاويه‌اند ، هيچ نگفت . پس گفت : به جانب منبج [ 42 ] برويم و بر پل منبج گذر كنيم . ( 484 ) و برنشست و با لشكر روان شد . اشتر نخعى اهل رقّه را بطلبيد و گفت : خيانتى بزرگ نسبت به امير المؤمنين على ( ع ) از شما شد و آن حضرت شما را مؤاخذه نفرمود . بىحيا مردمانى بوده‌ايد و به خدا و رسول او ( ص ) عاصى شديد . آخر ، نه على ( ع ) نفس رسول ( ص ) است و امروز به اتّفاق مهاجر و انصار و صحابهء كبار بر شما و جملهء مسلمانان امام به حق و خليفهء مطلق است ؟ شما فرمان او را سهل انگاشته ، تمرّد كرديد و اللّه كه اگر در اين امر تكاهل نماييد ، شمشير بكشم و شما را جمله بكشم و مال و عيال شما را به غارت و تاراج بدهم . [ 43 ]
هامش
[ ( 42 ) ] خ . ل . م . چ : منج ، ب : ميخ . [ ( 43 ) ] خ : گفتگوى مالك اشتر با اهل رقّه را ندارد .