( 1 ) تو را به صدّيق چه تعلّق است و با او چه قربت و قرابت ؟ صدّيق صدّيق ماست و تعلّق به ما دارد ، تو را با او چه نسبت است و به دو چون افتادهاى ؟
فاروق همچنان فاروق ماست ، از جهت ما حقّ از باطل جدا مىكرد و ميان ما و دشمنان فرقى مىنهاد و حقيقت ما و بطلان دشمنان ما تقرير مىداد .
بدانچه تو سخن او گويى و او را نيكو ستايى ، او را چه زيان و چه سود خواهد داشت ؟ هر نوع كه باشد ، متعلّق به ماست و عثمان اگر نيكوكار بود ، جزاى خويشتن يابد و اگر بدكردار بود ، سزاى خويشتن بيند بر حكم فرموده خداى تعالى آنجا كه مىفرمايد :
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ .
مرا خبر ده اى پسر هند كه تو بر چه كارى و به سخن آن بزرگان چون افتادهاى ؟ نمىدانى كه طلقا و پسران طلقا و احزاب و اولاد احزاب را با ترتيب اعمال و افعال مهاجر و انصار هيچ كار نباشد ؟ برو و پس كار خويش بنشين و حدّ خويشتن نگاه دار و پاى به اندازهء گليم فراز كن . للّه الحمد كه مصطفى ( ص ) را بر جملهء انبيا ترجيح و تفضيل است و ما را بر جملهء مهاجر و انصار تفوّق و ترفّع . نمىبينى كه هر كس را كه از ما در راه خداى تعالى سعادت شهادت يافت ، حرمتى و مرتبتى و شرفى و منزلتى تمام است ؟ عمّ مرا [ 39 ] حمزه كه شهيد شد ، او را سيّد الشهدا گويند و مصطفى ( ص ) او را به هفتاد تكبير مخصوص گردانيده به دست مبارك خويشتن او را در خاك نهاد و برادر مرا جعفر كه در راه خداى تعالى دست او بريده شد ، الطيّار فى الجنّة لقب دادند . ( 477 ) مسلمان ما در اسلام بر مسلمان شما تفضيل دارد و كافر ما در كفر بر كافر شما ترجيح . نشنيدهاى كه عمّ بن عبّاس بن عبد المطلّب چه گفته است :
أبا طالب لا يقبل أنهف منهم * و إن أنصفوا حتى نعق و تظلما
[ 215 الف ] الى قومنا ان ينصفونا فانصفت * قواضب فى ايماننا تفطر الدّما
تركنا هم لا تستحلون بعدها * لذى حرمة من ساير الناس محرما
[ 40 ] و اگر نه آنستى كه خداى تعالى مؤمنان را از تزكيهء [ 41 ] نفس نهى فرموده
هامش
[ ( 39 ) ] ل . چ : « عمّ مرا » حذف شده است .
[ ( 40 ) ] خ . ب . ت : ابيات عربى را ندارد .
[ ( 41 ) ] چ : تركيب .