تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
( 1 ) محمّد مصطفى ( ص ) مرا در حضور فرموده بود كه تو در رفتن به جنگ اهل بغى در دشت كربلا چنين خوابى خواهى ديد . اى عبد اللّه ، اين زمين را كربلا گويند كه حسين ، پسر مرا و شيعهء او را و جماعتى از اولاد فاطمه دختر محمّد مصطفى ( ص ) را در اين خاك دفن خواهند كرد و اهل آسمان اين بقعه [ 19 ] را زمين كرب و بلا گويند كه روز قيامت از اين زمين جماعتى برانگيزند كه ايشان را بىحساب و بىعذاب به بهشت برند . پس گفت : اى عبد اللّه ، بيا تا گرد اين زمين بگرديم ؛ باشد كه خوابگاه آهوان را بيابيم . عبد اللّه عبّاس مىگويد ؛ گرد آن زمين مىگشتيم تا خوابگاه آهوان را يافتيم . امير المؤمنين پاره‌اى از پشكرهء آهوان برگرفت و آن را بوييد . ما مىنگريستيم كه رنگ آن پشكره‌ها چون رنگ زعفران زرد و بوى آن چون بوى مشك بود . پس ، امير المؤمنين على ( ع ) فرمود : اى عبيد اللّه ، كيفيّت اين حال مىدانى ؟ گفتم : نه اى امير المؤمنين . فرمود : مرا معلوم شده است كه عيسى با حواريّون از اين راه مىگذشت . چون بر اين زمين رسيد ، پاره‌اى از پشكرهء آهوان [ 209 الف ] را بديد ، برگرفت و ببوييد - چنان كه من ببوييدم - و آهوان آمده بر گرد او ايستاده بودند عيسى ( ع ) چون پشكره‌هاى آهوان ببوييد ، بسيار بگريست و حواريّون به موافقت او بگريستند و ندانستند كه چرا گريه مىكنند . پس ، پرسيدند . يا روح اللّه ، ما را به لطف خبرى ده كه موجب گريستن و بوييدن اين پشكره‌ها چه بوده است ؟ عيسى فرمود : اين زمين است كه در آن فرزند رسول خداى احمد محمّد مصطفى ( ص ) را بخواهند كشت و خونهاى ناحقّ در اين زمين ريخته خواهد شد . [ 20 ] اين پشكره‌هاى آهوان از آن جهت خوشبوى است كه از گياهان اين زمين چرا كرده‌اند . بار خدايا ، پدر بچهء احمد مصطفى ( ص ) را روزى كن در اين زمين برسد و اين پشكره‌ها را چنان كه من ببوييدم ، ببويد تا او را بر آن سبب تسلّى خاطر حاصل آيد . اى عبد اللّه اين پشكره‌ها آن است كه عيسى ( ع ) آن را به دست گرفته و
هامش
[ ( 19 ) ] خوت . ل : بقيه . [ ( 20 ) ] ت . ش . چ : « خونها . . . خواهد شد » حذف شده است .