تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
( 1 ) در لشكر امير المؤمنين على آن روز هشتصد مرد از انصار بودند و نهصد مرد از آن مردمان بودند كه در زير درخت با مصطفى ( ص ) بيعت كرده بودند ( 465 ) و هشتاد مرد از آن مردان كه در جنگ بدر خدمت مصطفى ( ص ) دريافته بودند و هشتاد مرد از اصحاب رسول خدا ( ص ) حاضر بودند . أبو عبد الرّحمان بن أبى ليلى مىگويد : آن روز سيّد التّابعين اويس قرنى ( 466 ) در خدمت امير المؤمنين على ( ع ) بود و در حرب صفّين در ركاب امير المؤمنين على ( ع ) شهادت يافت .

ذكر حيات اويس قرنى

از عبد اللّه عبّاس ( ره ) حال اويس قرنى را پرسيدند ، گفت : او پسر مردى بزرگ بود و در زهد و تقوا و طاعت و عبادت درجتى عظيم داشت و سيّد التابعين بود . از لفظ مبارك مصطفى ( ص ) شنوده‌ام كه به اصحاب و ياران مىفرمود : در امّت من مردى باشد كه او را اويس قرنى گويند و او را در روز قيامت درجهء شفاعت باشد ، به عدد مردم قبيلهء ربيعه و مضر ( 467 ) گناهكاران را شفاعت كند و اجابت يابد و درجهء او نزديك بارى تعالى تا آن غايت است كه اگر در كارى بزرگ سوگند بر خداى تعالى دهد ، خداى تعالى سوگند او راست كند . او را بعد از من چون ببينيد ، مىبايد كه سلام من به دو رسانيد . امير المؤمنين على ( ع ) پرسيد : يا رسول اللّه در اين ميان هيچ كس هست كه او را خواهيد ديد ؟ فرمود : نعم ، عمر بن الخطّاب و تو او را ببينيد و چون او را دريابيد ، سلام من به دو رسانيد و از او درخواست كنيد كه شما را دعاى خير كند . على ( ع ) پرسيد : هيچ نشانى باشد كه او را بدان نشان توان شناخت ؟ رسول خدا ( ص ) فرمود : او مردى است ميش چشم و دو جامهء كهنه پوشيده ، در بند روى و رياى خلق نشود . با كسى آشنايى نكند و مردمان او را نشناسند . حضور [ 206 ب ] و غيبت او نزد خلق يكسان باشد . چون غايب شود ، او را طلب ندارند و چون حاضر گردد ، از ديدن او بشاشت ننمايند و چون سلام گويد ، جواب او باز ندهند . چون از لفظ مبارك مصطفى ( ص ) اين كلمات در حقّ اويس شنيديم هميشه مستخبر اخبار و متفحّص احوال او مىبوديم تا در خلافت عمر جماعتى از اهل كوفه به مهمّى از مهمّات به نزد او آمدند ،