تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
( 1 ) مىنگذاشتى كه بر چنين امرى اقدام نمودندى ليكن قوم تو در خداى و رسول او عاصى شدند و عثمان را فرو گذاشتند و كردند آنچه كردند . خداى تعالى روز قيامت تو را و ايشان را از آن سؤال خواهد كرد و السّلام . چون محمّد بن مسلمه بر مضمون مكتوب معاويه واقف شد ، جواب آن بداد بدين منوال : امّا بعد ، بداند كه مصطفى ( ص ) مرا از كارها و حوادثى كه خواهد بود ، خبر داده است . چون در ايّام واقعهء عثمان ديدم كه بعضى از كارها و حوادث و فتنه‌ها ظاهر مىشد ، گوشه‌اى گرفتم و از مخالطت مردمان احتراز كردم و شمشير خويش شكسته در خانه نشستم ؛ چه مىديدم كه مرا امر [ به ] معروف و نهى از منكر ميسّر نخواهد شد . در اين انزوا و تقاعد تنها نبودم ، جماعتى ديگر كه از مصطفى ( ص ) امثال اين كلمات كه با من گفته بود ، شنوده بودند هم منزوى گشته و گوشه‌اى گرفتند ؛ چه دانستم كه به دست و زفان ما كارى بر نخواهد آمد و آن فتنه به سعى و جهد ما مدفوع نخواهد شد . عذر من در فرو گذاشتن و يارى نادادن عثمان اين است كه گفته آمد . تو اى معاويه ، در اين كار كه پيش گرفته ، مال و جاه دنيا مىطلبى و تتبّع هواى نفس مىكنى دليل بر آنكه امير المؤمنين عثمان در آن وقت كه درمانده بود و به تو كس فرستاد و مدد خواست ، او را مدد نكردى و چنان كه همگان را معلوم است ، او را فرو گذاشتى . اين ساعت چون امارت دوست مىدارى ، طلب خون او بهانه ساخته دين به دنيا فروخته جاه و مال مىطلبى . و اللّه كه پشيمان شوى امّا ، وقتى كه پشيمانى سود ندارد . آنچه مىنويسى كه خداى تعالى تو را از نعمتى بيرون آورده است و در شبهتى افكنده ، به حمد اللّه من برقرار خويشم و در هيچ شك و شبهتى نيفتاده‌ام و نعمتهاى بارى تعالى هر روز در حقّ من زيادت است و امداد فيض فضل او متواتر . و السّلام .

نامه‌ها پيش درآمد جنگ

چون جواب نوشته‌هاى عبد اللّه عمر ، سعد وقّاص ، و محمّد بن مسلمه به معاويه رسيد و بر