تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
( 1 ) موافقتى با ما كردى كه خاص و عام از تو پسنديده داشتند . كارى عظيم بزرگ كردى و ثواب آن از بارى تعالى بر وجه اكمل بيابى و اين كارى است كه جز به دست غلبه برنيايد و جز به موافقت عوام الناس ميسّر نگردد . مصلحت آن است كه به شهرهاى شام نامه نويسى و مردمان را از وضيع و شريف از اين حال خبر دهى و موجب كيفيّت موافقت خويش شرح دهى تا عوام الناس را حقيقت حال معلوم شود كه تو با ما در طلب خون عثمان متّفق شده‌اى . پس ، رغبت نمايند و به ما پيوندند . شرحبيل گفت : اين كار به نوشته راست نيايد . من خود به نفس خويش بروم و مردمان ولايت شام را از چگونگى اين حال خبر دهم و همگان را از خرد و بزرگ و وضيع و شريف بر اين محاربت ترغيب دهم و جمله را ساخته و آراسته به نزد تو آرم . معاويه گفت : رأى تو عاليتر و صدق رغبت و كمال شفقت تو معلوم گشت و وفور مناصحت و فرط مخالصت تو از شبهت و ريب منزّه شد . غالب ظنّ آن است كه اين كار به واسطهء مساعى جميلهء تو ساخته شود و امّا اگر از لفظ تو بشنوند ، نور على نور باشد و خواص و عوام بر تو گروند . پس ، شرحبيل روان شد و نخست به شهر حمص آمده ، منادى فرمود و مردمان را بخواند . چون در مسجد جامع حاضر آمدند ، بر منبر شد و خطبه‌اى بگفت و روى به مردمان آورد و گفت : بدانيد كه علىّ بن ابى طالب ( ع ) عثمان را كشته و ميان امّت محمّد رسول اللّه ( ص ) تفرقه انداخته . آنچه در بصره كرده است از كشتن و رنج مسلمانان زيادت از آن است كه شرح توان داد . امروز ولايتها به دست گرفته و بيرون شام او را موضعى نمانده . لشكرها درهم آورده و شمشيرهاى برهنه در دست روى به شما خواهند آورد تا شما را از خانه و وطن آواره كنند و در گرداب رنج و مشقّت و محنت و بليّت اندازند . چندانكه در اين كار انديشه كردم ، هيچ كس را نمىبينم كه با او مقاومت تواند كرد و در برابر او تواند آمد مگر معاوية بن ابى سفيان . مىبايد كه ساخته شويد و روى به كار آريد و به معاويه پيونديد تا باشد كه از اين دشمن خلاص يابيد . [ 197 الف ] جمله مردم حمص چون اين سخن بشنيدند ، او را اجابت كردند . پس ، شرحبيل به ديگر شهرهاى شام شد . به هر جا كه مىرفت همان سخن مىگفت كه : مرا معلوم گشته و محقّق شده كه علىّ بن ابى طالب ( ع ) عثمان را بكشته و اين ساعت فتنه