تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
( 1 ) پس ، معاويه كس فرستاد و جرير بن عبد اللّه را بخواند و گفت : بر احوال واقف شدى و سخن اهل شام شنيدى برخيز و بازگرد و به نزد على ( ع ) شو . آنچه شنيدى و ديدى و تو را بر آن وقوف افتاد ، بازگوى . جرير بعد از آنكه صد و بيست روز نزد معاويه مقام كرده بود ، بازگشت و به خدمت امير المؤمنين على ( ع ) آمد و آنچه فيما بين خود و معاويه و سايرين گذشته بود ، شرح داد . اشتر نخعى گفت : و اللّه اى امير المؤمنين ، اگر به عوض جرير مرا نزد معاويه فرستاده بودى ، بهتر بودى . جرير مردى است سست عنان ، اين كار عظيم آسان گرفت و چهار ماه به نزد معاويه بايستاد . از رسالت او خللها افتاد . در اين سفارت درهاى خير و صلاح مسدود گردانيده ، ابواب شرّ و فساد بازگشاد . يا ليت كه هرگز نرفتى و اين سخنان هرگز نگفتى . جرير او را گفت : به خداى كه اگر امير المؤمنين به عوض من تو را فرستادى ، همان روز تو را بكشتندى كه ايشان تو را از جملهء كشندگان عثمان مىدانند و بر تو كينه‌اى عظيم دارند . پس ، گفت : اى امير المؤمنين ، هر وقت ايشان بر اشتر ، محمّد بن ابى بكر ، عمّار ياسر ، حكيم بن جبل ، و مكشوح مرادىّ دست يابند ، بكشند . اشتر گفت : اى جرير ، دست از اين سخنهاى كودكانه بدار . به خداى كه اگر به جاى تو من بودم ، اين امر را به وجهى نيكوتر به مخلص رسانيدمى و طريقى پيش معاويه ستادمى كه او خواهى نخواهى بر آن [ 196 ب ] رفتى . تو اين گفتگو را به تطويل انداختى و چهار ماه روزگار ما و خويش ضايع كردى . جرير گفت : وقت باقى است چرا نروى تا كفايت خويش ظاهر كنى ؟ اشتر گفت : كار به زيان آوردى و تباه كردى . اين ساعت رفتن من چه سود دارد ؟ ( 454 ) بالجمله اشتر به رسالت جرير انكارها كرد ولى چون تقدير ربّانى نوعى ديگر بود ، سود نداشت .

شرحبيل براى معاويه لشكر جمع مىكند [ 5 ]

چون معاويه جرير را باز گردانيد ، روى به شرحبيل آورد و گفت :
هامش
[ ( 5 ) ] ل . م : اين بخش را ندارند .