تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
( 1 ) اعمال و ترتيب اشغال آورد و شهرهايى را كه در دست او بود مانند عراق ، ماهان ، و جبال خراسان عمّال و حكّام نصب فرمود .

فتح ولايت جزيره به دست مالك اشتر

گويند كه اهل جزيره هواخواه امير المؤمنين عثمان بودند و با معاوية بن ابى سفيان قرارى داشتند و با او بيعت كرده بودند . چون امير المؤمنين على ( ع ) از حال ايشان خبر يافت و دانست كه ايشان متابعت معاويه مىكنند ، اشتر نخعى را بخواند و امارت ولايت جزيره به دو داد . ضحّاك بن قيس الفهرىّ ( 442 ) آن وقت كه از قبل معاويه امارت جزيره را داشت ، چون خبر يافت كه اشتر نخعى روى بدان ولايت آورده است ، كس فرستاد و اهل رقّه را از آمدن اشتر اعلام داد و رفع او را از ايشان مدد خواست . ايشان جمعى انبوه را ساخته كردند . سمّاك بن مخرمه را بر ايشان امير گردانيده ، به مدد ضحّاك فرستادند . چون اشتر با لشكر كوفه به نزديك حرّان رسيد ضحّاك و سماك با لشكرى كه داشتند بيرون آمدند و با اشتر جنگ كردند . از بامداد تا شبانگاه جنگ قايم بود و عاقبت الامر ضحّاك منهزم شده ، پناه به حصار حرّان برد و اشتر به در حصار حرّان فرود آمده او را در بندان مىداد . معاويه از كيفيّت احوال خبر يافت ، پسر خالد بن وليد عبد الرّحمان را با فوجى سوار و پياده به مدد ضحّاك فرستاد . اشتر از آمدن ايشان خبر يافته از در حصار حرّان برخاست و پيش روى ايشان گرفت . در صحراى رقّه دو لشكر به هم رسيده [ 184 ب ] جنگى سخت برفت . عاقبت اشتر بر ايشان ظفر يافت و عبد الرّحمان به هزيمت رفت . اشتر ايشان را تعاقب نموده ، بسيارى را بكشت و به رقّه آمد و اهل رقّه را دربندان داده ، به محاصرهء ايشان مشغول شد . پس ، ضحّاك بن قيس با لشكرى كه داشت از حرّان بيرون آمده روى به اشتر آورد تا او را از در حصار رقّه برانگيزد . معاويه نيز أيمن بن حزيم الأسدىّ را با لشكرى آراسته به مدد ضحّاك فرستاده بود ، چون به هم پيوسته ، قوّت گرفتند و دل بر آن نهادند كه به همه حال اشتر را از حصار رقّه برانگيزند و مقهور و منهزم گردانند . از هر جانب ايشان را مدد رسيده ، لشكر ايشان انبوه گشت و مستظهر شده روى به اشتر آوردند . ميان ايشان كوشش و مكاوحت بسيار رفت . عاقبت الامر ظفر اشتر را بود و آن لشكر انبوه متفرق و منهزم شده به بدترين احوال به نزديك معاويه شدند .