( 1 ) منذر بن جارود العبدىّ ( 441 ) بر پاى خاست و از فتنهء آخر الزمان از او سؤال كرد امير المؤمنين شرح فتنهاى كه در آخر الزمان خواهد بود بداد و انواع عجايب و غرايب كه بعد از وفات مصطفى ( ص ) در دنيا وقوع خواهد يافت بگفت چنان كه [ 182 ب ] مستمعان از هر گوشه زار زار بگريستند و بر كمال علم و فضل امير المؤمنين ثناها بگفتند .
پس ، امير المؤمنين در آخر سخن بگفت :
اى منذر ، من از رسول خداى ( ص ) چنان سماع دارم كه قيامت نيايد مگر بر سر اشرار خلق و آن روز آدينه خواهد بود اوّل ماه محرّم . پس ، گفت :
اى مسلمانان ، ترسى از آن روز فرا خاطر گيريد و در اعمال صالح و كارهاى نيك سعى نماييد تا از جملهء اشرار نباشيد .
اللّهمّ صلّ على محمّد الكريم فى النّسب الرفيع فى الحسب التقى المنتخب الزّكى المقرّب سليل عبد المطّلب سيد العرب و العجم صلّى اللّه عليه و آله .
و از منبر فرود آمده ، لشكريان را فرمود تا بار ببستند و مظفر و منصور و مؤيّد و مسرور به جانب كوفه روان شد ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله أجمعين ، به آخر رسيد حرب جمل .
5 . على ( ع ) بين دو جنگ جمل و صفّين
على ( ع ) در كوفه
چنين گويد احمد بن اعثم الكوفى ، رحمة اللّه عليه ، كه اين اخبار از ثقات معتمدان و جماعتى كه به صدق لهجه و حسن سيرت معروف و مذكور بودند سرّا و علانيه شنيدم و روايات ايشان اگر چه به لغات مختلف بود چون به معنى تفاوت نداشت ، آنها را در يك سلك كشيدم . روايت جملهء ثقات راويان و مشاهير محدّثان آن است كه :
چون امير المؤمنين على ( رضى ) از حرب جمل باز پرداخت ، خطبهاى بگفت و از واقعات آخر الزمان ياد كرد و مسلمانان را پندهاى نيكو داد و اصناف غرايب اخبار و عجايب احوال بيان فرمود ، بعد از آن عمّار ياسر و اشتر نخعى و معارف صحابه و امرا در مشورت سؤال كردند :
امير المؤمنين به سعادت به كدام جانب متوجّه خواهد شد تا ما نيز ساختهء كار