تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
( 1 ) را زخمى گران رسيد و بازگشت . برادر او صقعب بن سليم [ 28 ] حمله كرد ، او را زخمى زدند شهيد شد . ( 431 ) پس ، زيد بن صوحان العبدىّ كه از جملهء اشراف و معارف ياران على ( ع ) بود و علم او داشت در رفت و ساعتى جنگ كرد ، او هم شهيد شد . پس ، سه ديگر برادر صعصعة بن صوحان علم برگرفت و حمله كرد او را زخمى گران رسيد ، بازگشت . پس ، أبو عبيدة العبدى [ 29 ] كه از اخيار اصحاب امير المؤمنين بود علم بستد ، حمله كرد و شهيد شد . عبد اللّه بن رقيّه [ 30 ] علم بستد ، حمله كرد و شهيد شد . رشيد بن سمر علم برگرفت ، حمله كرد و شهيد شد . فى الجمله در يك موضع هفت مرد معروف از ياران امير المؤمنين على ( ع ) كشته شدند . [ 31 ] پس ، مردى از اصحاب جمل نام او عبد اللّه بن بشر [ 32 ] در ميدان آمد رجزى بگفت و گفت : كجاست ابو الحسن ، آنكه صاحب فتنه است و دشمنى او فريضهء امير المؤمنين پيش شد . اينك حاضرم . پيش آى تا چه خواهى بگردان . پس ، شمشير بركشيد و بر امير المؤمنين حمله كرد . امير المؤمنين او را شمشيرى زد كه دوش و گردن و سر او دور افتاد . پس ، بالاى سر او بايستاد و گفت : ابو الحسن را چگونه يافتى ؟ [ 178 الف ] پس ، بنى ضبّه گرد شتر عايشه فرو گرفته ، هر كسى سخنى مىگفت و شعرى مىخواند . مردى از ايشان مهار شتر گرفته بود و بدان فخر مىكرد و شمشيرى به دست داشت . زيد بن لقيط الشيبانىّ [ 33 ] در آمد شمشيرى زد و او را بينداخت . مردى ديگر از بنى ضبّه بيامد و مهار شتر بگرفت ، نام او عاصم بن الزلف [ 34 ] ، و شعرى برخواند كه در معنى دشمنى با امير المؤمنين است . يكى از ياران امير المؤمنين بيرون آمد ، نام او منذر بن حفصة التميمىّ ، بر او حمله كرد و او را بكشت . پس ، در ميدان جنگ جولان نمود و فخر مىكرد كه يكى از اصحاب جمل ، نام او ركيع بن الموئل الضبىّ [ 35 ] ، بيرون آمد و بر منذر حمله كرد . با شمشير به هم درآويختند عاقبت الأمر منذر او را زخمى بزد و بكشت . پس ، اشتر نخعى در ميدان آمد ، مىغريد مانند شيرى خشمناك و مبارز خواست . عامر بن شدّاد الأزدىّ [ 36 ] بيرون آمد و با نيزه ساعتى جنگ كردند .
هامش
[ ( 28 ) ] ل : صقعه بن سلمى ، چ : صقعة . . . [ ( 29 ) ] ت : ابو عبيده عبرى . [ ( 30 ) ] ت . ل : عبد اللّه رقبه . [ ( 31 ) ] ب . ت . چ : « فى الجمله . . . كشته شدند » حذف شده است . [ ( 32 ) ] ت : عبد اللّه بشير ، ش . چ : عبد اللّه بن مثير . [ ( 33 ) ] ل : زيد بن لبيد . . . [ ( 34 ) ] ت . م . ل : عاصم بن زيف . [ ( 35 ) ] س . م : ركع بن موئل . [ ( 36 ) ] چ : عامد بن شداد .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 431 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى