تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
( 1 ) خداى تعالى توبهء بندگان خود قبول كند و عذر ايشان بپذيرد و زنهار تا دوستى عبد اللّه بن زبير و خويشاوندى طلحة بن عبيد اللّه ترا بر كارى ندارد كه عاقبت آن به آتش دوزخ كشد . ايشان هر دو نزد عايشه آمدند و پيغام امير المؤمنين على ( ع ) را تبليغ كردند ، عايشه جواب داد كه : من جواب اين سخنان نتوانم داد ، چه مىدانم كه به حجّت على ( ع ) برنيايم . ايشان برگشتند و به نزد امير المؤمنين على ( ع ) آمده آنچه از عايشه شنيده بودند تقرير كردند . امير المؤمنين فرمود تا معارف لشكر و سرخيلان سپاه را بخواندند . چون حاضر آمدند ، برخاست و خطبه‌اى بگفت و بر مصطفى ( ص ) تحيّت فرستاد و گفت : اى مردمان ، چندانكه امكان داشت با اين جماعت مدارا كردم و در افروختن آتش حرب تأنّى نمودم و ايشان را از عواقب منازعت و مخاصمت بترسانيدم . چون اين شيوه با ايشان در نگرفت ، به خداى سوگند بر ايشان دادم و هر حيله كه در تحت وسع بشريت تواند بود ، كردم ؛ تا باشد كه از خداى تعالى بترسند و پند گيرند . از وخامت عاقبت محاربت بيان نمودم كه ياد آرند و بر زن و فرزند خويش رحم كنند و از خدا و پيغمبر شرم دارند ، در ايشان هيچ اثرى نكرد [ 175 الف ] و پند در آن قوم در نگرفت . متوالى كس مىفرستند و مرا مىگويند كه طعن و ضرب را ساخته باش و به ميدان مردان بيرون آى ، آخر با چون من كسى اين سخن گويند و مانند منى را از جنگ بترسانند ؟ من عمرى در محاربت و مبارزت گذاشته‌ام و در ميدان طعن و ضرب نشو و نما يافته‌ام ، نمىدانم چگونه مرا فراموش كرده‌اند . من همان علىام كه صفهاى مبارزان ايشان را شكسته‌ام و پدران و برادران ايشان را كشته‌ام و جمعيتهاى ايشان متفرق گردانيده‌ام . شمشيرى كه سرهاى مبارزان عرب بر آن بريده‌ام در دست من است . آن نيزه كه پهلوى شجاعان بدان دريده‌ام در قبضهء من است . للّه الحمد دلى قوى و بازويى متين و صبر و يقينى وافر دارم كه خداى تعالى مرا به نصرت و ظفر وعده داده است و درهاى نعمت خويشتن بر من گشاده . از مرگ نتوان گريخت و نيز اجل را كه از گشاد حكم ربّانى آيد ، رد نتوان كرد و هر كس را كه بكشند ، عاقبت جان دهد و كشتن به صد درجه از مردن بهتر باشد . بدان خداى كه جان على در قبضهء قدرت اوست كه هزار زخم شمشير بر او آسانتر باشد كه بر فراش بميرد . پس ، دست به مناجات برداشت و گفت :