تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
( 1 ) روى به دفع اهل باطل آرند و مصلحان دست رد بر سينهء مفسدان نهند . يقين است كه ما را با انصار عثمان كارى نيست و با ايشان هيچ جنگ و محاربتى نداريم . محاربت و منازعتى كه ما راست با كسانى است كه متابعت كسى مىكنند كه بر شتر نشسته است يعنى ، عايشه . همگان اين خطبه بپسنديدند و بر حسن ( ع ) ثناها گفتند . پس ، لشكرها در حركت آمدند و نزديك يك ديگر رسيدند . كودكان و غلامان بصره بيرون [ 174 ب ] آمده و در برابر غلامان اهل كوفه بايستاده بودند . كعب بن مسور به نزد عايشه آمد و گفت : هر دو لشكر نزديك يك ديگر رسيدند جنگ خواهند كرد و اگر آتش جنگ ايشان افروخته گردد ، بسيار خونها ريخته خواهد شد و فرو نشاندن آن دشوار باشد . اى مادر مؤمنان ، اين كار را درياب كه اين فتنهء بالا گرفته ، تسكين پذيرد . عايشه در هودج بنشست و شتر او را به جانب لشكر بكشيدند . جماعتى از مردم بصره در پيش هودج او مىرفتند تا به لشكر رسيد و امير المؤمنين على ( ع ) را ديد كه لشكر را باز مىگردانيد و از جنگ باز مىداشت . چون عايشه حال بر آن جمله ديد ، بازگشت و طايفه‌اى كه با هودج او مىرفتند هم بازگشتند .

رسالت عبد اللّه عبّاس و يزيد بن صوحان بر عايشه

ديگر روز امير المؤمنين على ( ع ) عبد اللّه بن عبّاس و يزيد بن صوحان [ 18 ] را بخواند و گفت : شما را نزد عايشه بايد رفت و گفت كه خداى تعالى تو را فرموده است كه در خانهء خود قرار گيرى و بيرون نيايى و مىدانم كه تو اين معنى نيك مىدانى امّا ، جماعتى تو را بفريفتند و تو فريفته شدى و از خانه بيرون آمدى و به سبب موافقت تو با اين جماعت مردمان در رنج و بلا افتادند ، اكنون بهتر آن است كه بازگردى و گرد نزاع و محاربت نگردى و اگر باز نگردى و اين فتنه فرو ننشانى ، عاقبت الأمر اين كار به جنگ كشد و مردم بسيار كشته شود . از خداى بترس اى عايشه و توبه كن و به خداى بازگرد كه
هامش
[ ( 18 ) ] ت : يزيد صوهان .