تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
( 1 ) پس ، طلحه و زبير عرض سپاه خود خواستندى ، سى هزار مرد از سوار و پياده در شمار آمدند . از آنجا كوچ كرده به موضع رابوقه فرود آمدند . امير المؤمنين چون از پيش آمدن آنها خبر يافت برخاست و خطبه‌اى بگفت و اصناف عطاياى بارى تعالى شرح داده ، به روح پاك حضرت مصطفى ( ص ) انواع تحايا فرستاد و بعد از آن گفت : اى مردمان ، مرا با برادران و ياران من سه كار پيش آمده است كه حكم آن هر سه كار در قرآن مجيد و فرقان حميد ظاهر و مبيّن است . بغى ، نقض عهد ، و مكر . معنى بغى ظلم و حسد است كه برادران و دوستان من در آنچه خليفه رسول خدا ( ص ) من باشم مىخواهند كه لباس خلافت را كه خداى تعالى در من پوشيده است ، از من بركشند و بدان سبب از من خشنود شوند و آن را كجا توانند كشيد ، خداى داند . امّا نقض عهد ، اين جماعت كه مخالفت من اختيار كرده‌اند به طوع و رغبت با من بيعت نموده‌اند و سوگند مغلظه خورده‌اند كه بر قول و عهد خويش نقض [ 172 الف ] را راه ندهند ، اكنون خلاف قول كرده و به عهد خويش نقض راه داده‌اند . و امّا مكر ، بعد از حسد و نقض عهد كه ظاهر كرده‌اند ، بدسگالى آغاز نهاده و حيله‌ها در پيش آورده و غرض ايشان همين است ؛ تا باشد كه خلافت را از من بتوانند گردانيد و خداى تعالى در مصحف مجيد بيان اين سه خصلت نكوهيده و عادت ناپسنديده فرموده است ؛ حَيْثُ قالَ عَزَّ مِنْ قائِل :
إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ
،
فَمَنْ [ 10 ] نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ [ 11 ] عَلى نَفْسِهِ
،
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
. يعنى ؛ و بال حسد و ظلم و نقض عهد و مكر بدان كس باز گردد كه در آن خوض نمايد و روا دارد كه آن خصال ذميمه به خويشتن راه دهد . مثل مشهور است ؛ من حفر لأخيه جبّا وقع فيه منكّسا [ 12 ] ؛ يعنى ، بد مكن كه بد افتى ، چه مكن كه خود افتى و دشوارتر آن است كه چهار كس كه در جهان به چهار كار همتا ندارند مخالفت من پيش گرفته و همّت بر عداوت و خصومت من مقصور گردانيده‌اند . بعد از مصطفى ( ص ) هيچ آفريده را با چنين چهار كس مخاصمت نيفتاده است . اوّل ايشان زبير بن عوّام است كه هرگز سوارى از او دليرتر پاى در ركاب نياورده ، دوّم طلحة بن عبيد اللّه كه چشم هيچ آفريده مكّارتر از او نديده است ، سيّوم عايشه كه عالميان هيچ كس را فرمانبردارتر از آن نيستند كه او را ، و چهارم يعلى بن منية [ 13 ] كه در اين قرنها هيچ كس را چندان مال دنيا جمع نشده است كه او را و چندانكه اين سه شخص از او مال مىخواهند تا در مخالفت من بر
هامش
[ ( 10 ) ] ت : و من . [ ( 11 ) ] ت . ل . م : نكث . [ ( 12 ) ] ل . چ : منكبا . [ ( 13 ) ] س : يعلى بن مسيه .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 418 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى