تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
( 1 ) عثمان كس فرستاد و عبد اللّه عمر الخطّاب را بخواند . چون حاضر آمد ، گفت : اى عبد اللّه ، در كار من انديشه كن . مىبينى كه در چه واقعه‌اى افتاده‌ام ؟ گفت : اى عثمان ، من خدمت مبارك حضرت رسول ( ص ) دريافته و آن حضرت به همه اوقات از من راضى بودى . در خدمت ابو بكر بودم و رضاى او به همه اوقات نگاه داشتم ، احوال مرا پسنديده داشتى و بر من انكار نفرمودى . مدّتى خدمت پدر خويش امير المؤمنين عمر كردم و او را بر خود دو حقّ داشتم ؛ حقّ پدرى و حقّ خليفتى . هرگز سخن ناخوش نگفت و به همه وقت از من خشنود بود تا نوبت خلافت به تو رسيد . در خدمت تو آنچه توانستم از اطاعت و مناصحت به جاى آوردم و چنان مىدانم كه هرگز از من نرنجيده‌اى ؛ اكنون چه مىفرمايى ؟ هر چه فرمايى ؟ به جدّ و سعى بكوشم و بدان قيام نمايم . عثمان گفت : اى عبد اللّه ، مىبينى كه اين قوم چه مىگويند و در حقّ من چه انديشه دارند ؟ مىخواهند كه مرا از اين كار بيرون آرند و خلع كنند . عبد اللّه گفت : اگر بر قول ايشان به روى ، هيچ مىدانى كه در دنياى جاويد زنده خواهى ماند يا نه ؟ گفت : مىدانم اگر چه عمر دراز يابم عاقبت مىبايد مرد . عبد اللّه گفت : پس ، رأى آن است كه در اسلام آن بدعت ننهى كه هر وقت جماعتى از خليفه راضى نباشند ، او را معزول كنند و از خلافت بيرون آرند و بدل او ديگرى بنشانند . لباسى كه خداى تعالى در تو پوشيده است بر خويشتن نگاه دار و از خويشتن جدا مكن ، و آن قوم را بگوى كه با شما به كتاب خدا و سنّت مصطفى ( ص ) كار مىكنم . اگر بدان راضى شوند ، هم تو را و هم ايشان را نيك افتد و اگر ابا نمايند ، تو را نيك افتد و ايشان را بد . امير المؤمنين عثمان را اين سخن موافق افتاد . كس فرستاد و مغيرة بن شعبه را بخواند و گفت : برو به نزديك اين جماعت و ايشان را از من خشنود گردان ، و به هر چه رضاى ايشان است از جانب من ضمان كن ، و بگو كه با شما به كتاب خداى و سنّت مصطفى ( ص ) كار مىكنم و در همهء احوال رضاى شما مىجويم . [ 174 ] مغيره چون از نزديك امير المؤمنين بدان قوم رسيد ، بانگ بر او زدند و گفتند : باز گرد اى اعور ، باز گرد اى فاسق ، باز گرد اى فاجر . [ 175 ] مغيره بازگشت و به خدمت عثمان آمد و آنچه از ايشان شنيده بود بازگفت .
هامش
[ ( 174 ) ] چ : « و در همه . . . مىجويم » حذف شده است . [ ( 175 ) ] ت . س : پيش ما بازنگرد اى فاسق .