( 1 ) گفتند : به سبب اعمال نامرضى كه از عامل خليفه به ظهور رسيده كه در آن با تو انكار داشتيم . آمديم تا از تو بازخواست آن كنيم . اى خليفه ، نعمت خداى تعالى در حقّ تو بسيار است شكر نعمت او بگزار . از خداى بترس و از افعال زشت و نكوهيده حذر كن . [ 160 ]
عثمان فرمود : آن افعال ناپسنديده كه از من در وجود آمده كدام است ، بيان فرماييد .
مصريان گفتند : چون بر سر حرف رسيدى و راستى را از ما پرسيدى ، بر تو بازخوانيم . اوّل آن افعال نامرضى كه بدان قيام نمودى آن است كه رسول خدا ( ص ) حكم بن العاص را از مدينه بيرون كرده بود و [ به ] طايف فرستاده ، تو او را به مدينه آوردى . ديگر آن است كه مصحف قرآن را پاره پاره كرده ، سوختى . سيّوم آنكه آب باران كه روزى بندگان خداست از پروردگار عالم ؛ تو آن آب را به خويشاوندان خود دادى و از ديگران بازداشتى . ديگر جماعتى از اصحاب رسول خدا ( ص ) را نه به حقّ از شهر بيرون [ كردى ] و ميان ايشان و اهل و عشيرت [ آنها ] جدايى افگندى . خداى تعالى در مصحف مجيد چنين مىفرمايد :
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ [ 161 ] دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ [ 162 ] أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
.
و ديگر آنكه تو از مردمان فرمانبردارى ، طاعت ، پس روى ، و متابعت خويش مىخواهى و چشم موافقت و پس روى خود مىدارى . شريعت آن است كه كسى را كه در خداى عاصى باشد و خلاف فرمان او كند ؛ [ 148 الف ] طاعت او نبايد داشت . اگر خداى تعالى را مطيع باشى و فرمان او را انقياد نمايى ، ما تو را اطاعت داريم و در متابعت تو مبالغه ، و چنان تو را حرمت داريم كه فرزند پدر و مادر را حرمت دارد و اگر از افعال ستوده ابا نمايى و هم اين شيوهاى را كه پيش گرفتهاى ملازمت كنى ، ما تو را اطاعت نكنيم و فرمان نبريم و به عاقبت اين كار به هلاك ما و هلاك تو انجامد . از خداى بترس و يقين شناس كه تو مملوكى و بدانچه كنى محاسب خواهى بود و نقير و قطمير [ 163 ] را جواب مىبايد داد . خداى تعالى مطلع است بر احوال بندگان و بازگشت همه با او خواهد بود . هر كسى را به قدر اندازهء او از زيردستى كه داشته باشد سؤال خواهند كرد و
هامش
[ ( 160 ) ] چ . م : « و از . . . حذر كن » حذف شده است .
[ ( 161 ) ] ل : تسفون .
[ ( 162 ) ] ل . ت . چ : تخرجين .
[ ( 163 ) ] چ . ت . م : قمطير .