تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
( 1 ) 561 ) اين سخنان امام علىّ بن ابى طالب ( ع ) كه در توبيخ و سرزنش اصحاب خود از جهت مسامحه و سهل‌انگارى در جنگيدن در مقابل دشمن - ضحّاك بن قيس - ايراد شده با كمى تغييرات در نهج البلاغه تحت شمارهء 29 [ 62 ] ضبط شده . 562 ) امامت و امارت بر حاجيان و سرپرستى آنان در مكّه معظّمه براى انجام فريضهء حج يكى از شئون پيشوايى بر امّت اسلامى بوده و شخص پيغمبر ( ص ) در سال حجّة الوداع اين وظيفه را انجام داد و امارت بر حاجيان را با عمل خود تشريح كرد و جانشينان آن حضرت هم هر كدام بدان توجّه داشتند و گاهى خود متصدى آن مىشدند و گاهى اين منصب را به كسى كه شايستهء آن مىدانستند ، مىدادند . اكنون كه معاويه به تدبير و تزوير عمرو عاص خود را خليفه خوانده و سال 39 هجرت بوده ، ناگوارش آمده كه انجام امارت حجّ به فرمان على ( ع ) باشد و به وسيلهء فرمانگزار آن حضرت ، قثم بن عبّاس ، يكى از مردان نامور خاندان بنى هاشم اداره گردد . از اين رو ، يزيد بن شجره ، را كه مردى ظاهر الصلاح و معروف به زهد بوده و سابقهء صحبت و شاگردى پيغمبر ( ص ) را داشته ، يا به خود بسته ، مأمور كرده كه از طرف او به اميرى حاجيان رود و در موسم حجّ كه مسلمانان از هر ناحيه و شهرستان حاضرند ، نفوذ و خلافت خود را وانمود كند و براى ترويج زمامدارى خود نقش تازه‌اى بكشد و اين مأموريت محرمانه را به يزيد بن شجره سپرد كه تا خبر به كوفه رسد و على ( ع ) در مقام دفاع برآيد ، كار انجام شده باشد و آن حضرت را در برابر عمل انجام شده‌اى قرار دهد ؛ ( ترجمهء الغارات ، پا 251 ) . 563 ) قثم بن . . . عبد المطّلب : ابن عبّاس بن عبد المطّلب صحابى است ، و قثم از قاثم معدول است ؛ ( منتهى الأرب ) . قثم بن عبّاس هاشمى از اميرانى است كه عمّ وى علىّ بن ابى طالب ( ع ) او را به حكومت مدينه برگزيد . وى تا زمان قتل على ( ع ) در آن منصب بود ؛ ( دهخدا ) . و سپس در زمان حكومت معاويه همراه سعيد بن عثمان به سمرقند رفت و در آنجا شهيد شد ؛ ( ترجمهء گويا و . . . ، 3 ، 429 ) . . . على ، پسران عباس ، قثم ، و شقران به گور [ پيغمبر ( ص ) ] رفتند و او را دفن كردند و آخرين كسى كه از گور برآمد ، قثم بود كه بدين فخر و مباهات مىكرد ؛ ( تاريخ گزيده ، 154 ) . 564 ) اين نامه در نهج البلاغه ضبط نشده است . 565 ) عانات : از بلاد اقليم چهارم ، طول آن سو - ل [ 66 درجه و 30 دقيقه ] و عرض آن لد [ 34 دقيقه ] . عانه [ عانات ] شهر كوچكى است در جزيره‌اى ميان فرات ، نزديك حديثه و شرابش در اشعار مذكور افتاده ؛ ( تقويم البلدان ، 322 ) . . . مذهب مردم آن معتزله است ؛ ( احسن التقاسيم . . . ، 1 ، 200 ) . . . به فاصلهء 148 كيلومترى هيت ، شهر قديمى است و از 1000 قبل از ميلاد سابقه دارد . زنان آن به زيبايى مشهورند و كارشان بافتن پارچه‌هاى پنبه‌اى و ردا و حصير است ؛ ( مصاحب ، 2 ، 1657 ) .
هامش
[ ( 62 ) ] جهت شرح و ترجمهء متن كامل آن رك : شرح فيض الاسلام ، 103 ؛ ترجمهء گويا و . . . ، 1 ، 113 ، 314 .