تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1033

مساهمون:

ص١٠٣٣
( 1 ) الأنصارى . صحابى است و مشهد بدر و عقبه را دريافته است و به سال 55 به مدينه درگذشته و او آخرين اهل بدر بود ؛ ( دهخدا ، آ - اثبات ، 945 ) . 552 ) در ناسخ التواريخ در مورد اوّل كس و اوّلين كسانى كه به عنوان خوارج و معترض به حكميّت ظاهر شدند آمده كه . . . از جماعت عنزه چهارهزار تن ملازمت ركاب امير المؤمنين داشتند ، چون اشعث بر ايشان مىگذشت و آن كلمات [ مفاد عهدنامهء حكميّت ] مىگفت ، معدان و جعد كه از آن جماعت دو برادر بودند از كتاب معاهده و تعيين حكمين آتش خشم از مغز ايشان بردميد ، گفتند : لا حكم إلّا اللّه ؛ يعنى ، حكم و حكومت خاص پروردگار است . اين بگفتند و تيغ بكشيدند و به آهنگ سپاه شام بشتافتند و همى صف بشكافتند و بسيار بكشتند تا در رواق معاويه به قتل رسيدند و ايشان اوّل كس بودند كه گفتند : لا حكم إلّا للّه ؛ ( ناسخ التواريخ ، 3 ، 439 ) [ 55 ] . 553 ) در ديگر كتب تاريخى مشابه آمده پس از اينكه عهدنامهء حكميّت نوشته شد و معاويه از شكست حتمى نجات يافت به عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن زبير ، أبى جهم بن حذيفه ، و عبد الرّحمان بن عبد يغوث نوشت : « امّا بعد ، جنگ پايان يافته و اين دو نفر به دومة الجندل رهسپار شده‌اند ، چون شما از جنگ كناره گرفتيد ، اينك نزد آنان برويد تا بدانيد چه مىكنند . و السّلام . » چون نامهء معاويه به آنان رسيد ، همگى به دومة الجندل رفتند و . . . » [ 56 ] ( أخبار الطوال ، 220 ) . ولى در تاريخ طبرى و كامل به بودن ايشان در جمع انجمنى كه در دومة الجندل جمع شده بودند ، اشاره شده به اضافهء عبد الرّحمان بن أبى بكر و مغيرة بن شعبه . [ 57 ] 554 ) در اكثر كتب تاريخى مشابه پيشنهاد خلافت عبد اللّه بن عمر را ابو موسى مطرح مىكند و عمرو عاص به دنبال اين پيشنهاد ، خلافت پسر خود عبد اللّه را مطرح مىكند كه از طرف ابو موسى به علّت اينكه عبد اللّه توسط او در جنگ صفّين وارد شده ، رد مىشود . [ 58 ] 555 ) دينورى در اين مورد گويد « . . . پس از آنكه [ ابو موسى و عمرو عاص ] از يك ديگر جدا شدند ، ابن عبّاس نزد ابو موسى رفت ، و با او خلوت كرد و گفت : واى بر تو اى ابو موسى ، به خدا قسم گمان مىكنم عمرو تو را فريب داده باشد . پس ، هر گاه هر دوى شما بر امرى اتّفاق كرده باشيد ، بگذار كه او در گفتار پيش قدم باشد ، و تو پس از او به سخن اقدام كن ، زيرا كه عمرو مردى فريبكار است و ايمن نيستم كه . . . ؛ ابو موسى گفت : ما بر امرى اتّفاق كرده‌ايم و هيچ يك از دو طرف را اختلافى در آن نيست إن شاء اللّه ؛ ( اخبار الطوال ، 222 ) . 556 ) به طورى كه مسعودى در مروج الذهب نقل كرده ، عمرو عاص تمام صحبتهايى كه بين او و
هامش
[ ( 55 ) ] نيز رك : پيكار صفّين ، 708 . [ ( 56 ) ] نيز رك : ناسخ التواريخ ، 3 ، 450 . [ ( 57 ) ] رك : تاريخ طبرى ، 6 ، 2587 ؛ كامل ، 4 ، 124 . [ ( 58 ) ] رك : اخبار الطوال ، 222 ؛ تاريخ يعقوبى ، 2 ، 92 ؛ تاريخ طبرى ، 6 ، 2589 ؛ كامل ، 4 ، 126 ؛ تجارب السلف ، 48 ؛ ناسخ التواريخ ، 3 ، 452 .