تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
( 1 ) منات را مىپرستيدند و چون پيغمبر اسلام به مدينه هجرت كرد ، أوس و خزرج به يارى او برخاستند ، و در پيشرفت اسلام كوشش كردند ، و به نام انصار معروف شدند ؛ ( مصاحب ، 1 ، 301 ) . « . . . موطن اصلى اين قبيله يمن بوده و سپس به مدينه هجرت كرده و مدّتها با قبايل يهود مدينه و قبيلهء خزرج در اين شهر زندگى كرده‌اند و ميان آنها و خزرج جنگهايى روى داده است .
دو قبيله كاوس و خزرج نام داشت * يك ز ديگر جام خون آشام داشت
( دهخدا ، اطلس - اى يونه ، 493 ) 518 ) خزرج : نام قبيله‌اى است از انصار ؛ ( دهخدا ، خ - خييه ، 515 ) . خزرج در زمان پيغمبر منقسم به قبايل فراوان بود كه مهمترين آنها بنو نجّار ، جشم ، عوف ، و كعب بودند . حسّان بن ثابت ، كعب بن مالك ، و عبد اللّه بن رواحه ، شعراى معروف زمان پيغمبر و ستايشگران اسلام نيز از قبيلهء خزرج بودند . اعقاب اين قبيله در دورهء اموى نيز مشاغل مهمّ داشتند ، و اغلب آنها طرفدار خلافت اموى بودند . بعضى از اعضاى قبيله جزء نخستين مهاجرين به مصر بودند و اعقاب عبد اللّه بن رواحه قرنها جزو متعيّنين اسپانياى مسلمان بودند ؛ ( مصاحب ، 1 ، 894 ) . 519 ) بقيّهء ابيات عربى در ناسخ التواريخ موجود است . [ 41 ] 520 ) الفرار . . . : حديث . گريختن از آنچه تاب و توان بر آن نباشد ، راه و روش پيامبران است ؛ ( امثال و حكم دهخدا ، 1 ، 264 ) . 521 ) مسعودى در مورد شجاعت مرقال [ هاشم بن عتبه ] در ميدان جنگ گويد « . . . هيچ كس با او مقاومت نتوانست كرد و چون شير نر كه در قيد برجهد به هر سو مىجست ، على ( ع ) از دنبال او بود و مىگفت : يك چشمى بزدل مباش ، پيش رو . و مرقال مىگفت : سخن بسيار گفته‌اند و هنوز اندك است . يك چشم خود را مقيم مىخواهد ، آنقدر زندگى كرده كه ملول شده است يا بايد شكسته شود يا شكست دهد دشمن را با نيزه . . . » ( مروج الذهب ، 1 ، 739 - 740 ) 522 ) در ناسخ التواريخ نام قاتل هاشم بن عتبه ، حارث بن منذر التنوخىّ از پهلوانان بنى يربوع ذكر شده . [ 42 ] 523 ) صدوق ( رضوان اللّه عليه ) مىنويسد : « در مورد معاويه ، امر بر مردم مشتبه شد ، چون او را كاتب وحى مىشناختند . ولى اين سمت ، موجب فضيلتى براى او نيست زيرا او از اين نظر با عبد اللّه بن سعد بن أبى سرح فرقى ندارد و عبد اللّه بن سعد كسى بود كه مىگفت : سأنزل مثل ما أنزل اللّه . پيغمبر ( ص ) به او مىفرمود : بنويس ،
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
. ولى او مىنوشت « و اللّه عليم و حكيم » ، رسول اللّه ( ص ) مىگفت : هو واحد يكى است فرقى ندارد . عبد اللّه بن سعد به مردم مىگفت : محمّد نمىداند كه چه مىگويد ، اگر واقعا يكى
هامش
[ ( 41 ) ] رك : ناسخ التواريخ ، 3 ، 334 . [ ( 42 ) ] رك : ناسخ التواريخ ، 3 ، 337 .