تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1026

مساهمون:

ص١٠٢٦
( 1 ) جواب و فصيح و از شيعيان على ( ع ) بود . . . چنان كه بعد از وفات امير المؤمنين على ( ع ) روزى معاويه به طنز از او پرسيد : حزن تو بر مرگ صاحب خود أبى الحسن چون است ؟ گفت : چون سوگ مادر موسى بر موسى ، و نزد خداى تعالى از تقصير خويش شرمنده‌ام ؛ ( دهخدا ، آ - اثبات ، 564 ) . 512 ) هوازن : نام قبيله‌اى است از نسل سبا ؛ ( سمعانى ) . قبيله‌اى است از قيس ؛ ( منتهى الأرب ) . از قبايل قيس و آنان فرزندان هوازن بن منصور بن عكرمة بن . . . عيلانند ؛ ( دهخدا ، ه - هيما ، 328 ) . 513 ) مؤلف ناسخ التواريخ معتقد است كه اين بيت شعر را پسر عمّ بسر بن أرطاة موقع آمدن به ميدان جنگ خوانده است ؛ ( ناسخ التّواريخ ، 3 ، 404 ) . 514 ) امّ هانى : فاخته يا فاطمه دختر ابو طالب بن عبد المطّلب ، دختر عموى رسول اكرم و خواهر على بن ابى طالب ( ع ) و از زنان مشهور صحابى بود . در بعضى روايات آمده كه رسول اكرم ( ص ) وى را به زنى گرفت و ناديده طلاق گفت و نيز گفته‌اند رسول اكرم ( ص ) در شب معراج در خانهء امّ هانى بود و بيت زير از نظامى ناظر به همين مطلب است .
شبى رخ تافته زين دير فانى * به خلوت در سراى امّ هانى
( دهخدا ، اطلس - اى يونه ، 219 ) [ 39 ] 515 ) نعمان بن بشير : ابن بشير بن . . . الخزرجى الأنصارىّ ، مكنّى به أبو عبد اللّه ، صحابى و امير و خطيب و شاعر صدر اسلام و از مردم مدينه . نخستين مولودى است كه در بين انصار بعد از هجرت نبوى تولّد يافت به سال دوّم هجرت . وى 124 حديث روايت كرده است . وى را نائله بنت فرافضه زوجهء عثمان با پيراهن خونين عثمان نزد معاويه به شام فرستاد و در سلك ياران معاويه درآمد . به سال 53 هجرى قاضى دمشق شد ، سپس معاويه او را ولايت يمن داد ، سپس مدّت 9 ماه عامل كوفه و بعدا والى حمص شد و تا زمان مرگ يزيد در آن منصب باقى بود . . . مرگ وى به سال 665 هجرى بود ؛ ( دهخدا ، ن - نيين ، 630 ) [ 40 ] . 516 ) مسلمة بن مخلّد : ابن مخلّد بن . . . الخزرجى ، صحابى است و از كبار امراى صدر اسلام . وى از طرفداران معاويه بود و در جنگ صفّين با او شركت كرد . در سال 47 ه از طرف معاويه به امارت مصر منصوب شد . سپس ، سرزمينهاى مغرب هم به قلمرو او اضافه گشت . پس از فوت معاويه يزيد نيز او را به امارت باقى گذاشت . در سال 62 ه ق در اسكندريه و به قولى در مدينه وفات يافت . وى اوّل كسى است كه در اسلام مناره‌ها در مسجد براى اذان گفتن بنا نهاد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . 517 ) أوس : نام قبيله‌اى بزرگ از قبايل قحطانى . أوسيها خود را بنى حارثه نمىگفتند بلكه خود را به قيله ، كه مادر آنهاست ، منسوب مىكردند و بنى قيله مىناميدند . قبيلهء أوس در جاهليّت
هامش
[ ( 39 ) ] و نيز رك : مجمل القصص ، 240 ؛ ريحانة الادب ، 6 ، 257 . [ ( 40 ) ] نيز رك : ترجمهء الغارات ، 209 - 215 .