تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1024

مساهمون:

ص١٠٢٤
( 1 ) 501 ) ظاهرا اشتباهى در مورد ذكر نام حسّان بن مخدوج به عنوان جانشينى وى به جاى أشعث رخ داده ، چرا كه مرحوم دهخدا به نقل از سمعانى گويد : « . . . وى به روز حرب جمل لواى قبيلهء « ربيعه » و « كنده » داشت و بدان جنگ كشته شد » [ 35 ] ( دهخدا ، ح - حييى ، 544 ) . 502 ) قضاعه : گروهى از قبايل عرب كه نسب آنها مختلف فيه است . بعضى از علماى انساب آنها را جزو گروه حمير از عرب قحطانى شمرده‌اند و برخى آنها را از عرب عدنانى به حساب آورده‌اند . مسكن آنها در شمال حجاز ، سوريه ، و عراق بوده است . . . از قبيله‌هاى جزء گروه قضاعه بنو كلب ، صالح ، و تنوخ بوده‌اند ؛ ( مصاحب ، 2 ، 2057 ) . مردم بسيارى هستند كه از قبايلى تشكيل مىشوند و از آن قبايل است كلب و بلى و جهينه و جز اينها . در قضاعه اختلاف است ، گويند از معدّ است و گويند از يمن است ؛ ( لباب الأنساب به نقل دهخدا ) . 503 ) جريان مذاكره و صحبت بين ابو نوح و ذو الكلاع حميرى در ناسخ التواريخ به شكلى ديگر رقم زده شده است . مؤلّف ناسخ التواريخ معتقد است كه ابو نوح از على ( ع ) رخصت ملاقات با ذو الكلاع را مىگيرد تا او را با نصيحت و پند از كنه مسئله آگاه كند و نتيجهء صحبت اين دو منتهى مىشود به رو در رويى ، بحث ، و احتجاج بين عمرو عاص و عمّار ياسر . [ 36 ] 504 ) ابو جهل : از بازرگانان و توانگران معروف و از بزرگان قريش كه در بين قريش به زيركى و شجاعت مشهور بود و أبو الحكم خوانده مىشد ؛ ( مصاحب ، 1 ، 29 ) . لقبى است كه پيامبر ( ص ) و مسلمانان نخستين به عمرو بن هشام بن مغيره دادند ؛ ( اعلام معين ) . . . او را به سبب مادرش ، أسماء بنت مخرّبه حنظلى ، ابن حنظله نيز ناميده‌اند . أبو جهل محتملا مسئول عمدهء قطع رابطهء [ قريش ] با خاندان هاشم و عبد المطّلب بود و خاتمهء اين قطع رابطه شكستى براى او به شمار رفت . . . و در غزوهء بدر به هلاكت رسيد ؛ ( دانشنامهء ايران و اسلام ، 8 ، 1020 ) . « . . . و آنگاه كه رسول ( ص ) به مدينه هجرت فرمود ، مردم مكّه را به جنگ اهل مدينه برمىآغاليد . در غزوهء احد ( ؟ ) معاذ بن عمرو بن جموح و معاوية بن عفرا بر وى دست يافته ، او را بكشتند . او در ميان مسلمانان مثل اعلاى عناد و ستيزه است .
بو الحكم نامش بد و بو جهل شد * اى بسا اهل از حسد نااهل شد
( دهخدا ، آ - اثبات ) 505 ) شأن نزول حديث نبوى در مورد نحوهء كشته شدن عمّار ياسر مربوط مىشود به اولين سال هجرت به وقت بناى مسجد رسول اللّه ، . . . و هم در آن روز عمّار ياسر درآمد و خشت همى كشيد تا يك بار بسيار بر [ پشت ] وى نهادند ، به ظرافت گفت : يا رسول اللّه ، مرا بكشتند .
هامش
[ ( 35 ) ] و نيز در مورد انتخاب حسان بن مخدوج به جاى اشعث رك : پيكار صفّين ، 191 . [ ( 36 ) ] رك : ناسخ التواريخ ، 3 ، 298 - 300 ؛ ترجمهء گويا و . . . ، 2 ، 468 ؛ پيكار صفّين ، 458 .