تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
( 1 ) دشمن ) غالب آييد . آگاه باشيد كه معاويه عدهء قليلى از گمراهان و نادانان را به كارزار آورده و حقيقت امر را از آنان پنهان نموده تا اينكه آنها گلوله‌هاى خود را هدف ( تيرهاى ) مرگ قرار داده‌اند . [ 29 ] 490 ) در مروج الذهب چنين آمده كه خود أشعث بن قيس رجزى بدين مضمون مىخواند : يا سپاه خود را با پيشانيهاى خاك آلود به فرات مىفرستم يا خواهند گفت كه مرد ؛ ( مروج الذهب ، 1 ، 733 ) . 491 ) به قول مسعودى حميّت أشعث در آن روز جنبيده بود . نيزهء خود را پيش مىبرد و ياران خود را ترغيب مىكرد و مىگفت : به قدر اين نيزه آنها را به عقب برانيد . و آنها را از آنجا عقب مىراندند و چون على ( ع ) از رفتار أشعث خبردار شد ، گفت : امروز به كمك حميّت فيروزى يافتيم ؛ ( مروج الذهب ، 1 ، 734 ) . 492 ) خواندمير در مورد اضطراب و نگرانى معاويه از غلبهء لشكر على ( ع ) و تصرّف شريعهء فرات چنين مىگويد « . . . معاويه در غايت ندامت و نهايت خجالت دوازده كس از اركان دولت خويش را مثل ضحّاك بن قيس ، بسر بن أرطاة ، مقاتل بن زيد ، حوشب بن ذى ظليم ، و داود بكرى نزد آن مهر سپهر دين‌پرورى فرستاد تا از آن حضرت التماس نمايند كه در باب تصرّف آب مضايقه نفرمايد و امير المؤمنين على ( ع ) با رؤساى شام ملاقات فرموده . . . فرمود كه ما كسى را از بر گرفتن آب مانع نخواهيم شد خاطر از اين ممرّ پريشان ندارد و مقاتل بن زيد و داود بكرى از رشحات سحاب موعظت آن حضرت فيضى تمام يافته ، دست در دامان توبه و انابت زدند و در خدمتش توقف نمودند و . . . » ( حبيب السّير ، 1 ، 544 ) . 493 ) دينورى نتيجهء فرمان على ( ع ) مبنى بر اجازهء برخوردارى هر دو لشكر از آب فرات را چنين بيان مىكند « . . . و على ( ع ) فرمان داد كه آب را بر شاميان دريغ ندارند . پس ، از آب استفاده مىكردند و با يك ديگر آميزش مىنمودند و به اردوگاههاى يك ديگر رفت و آمد مىكردند و هيچ كس از دو گروه با افراد گروه ديگر جز با خوشى و مسالمت رفتار نمىكرد ، سرانجام همه به صلح و آشتى امّيدوار شدند . . . » ( اخبار الطوال ، 187 ) . 494 ) اين خطبهء امام ( ع ) كه با كمى تغييرات در نهج البلاغه تحت شمارهء 54 ضبط شده در مقابل زمزمه‌هايى است كه پس از تصرّف شريعهء فرات در لشكر عراق در گرفت كه چرا امام فرمان جهاد صادر نمىكند و در شروع به جنگيدن با اهل شام درنگ و كندى مىكند . اين خطبه در پاسخ آنها ايراد شده است : امّا سخن شما كه آيا اين همه تأمّل و درنگ من براى ترس از مرگ و كشته شدن است ؟ پس ، سوگند به خدا هيچ باكى ندارم از داخل شدن در مرگ ، يا اينكه ناگاه مرگ مرا دريابد . و أمّا سخن شما در اينكه با اهل شام مرا شكّ و ترديدى است . پس ، سوگند به
هامش
[ ( 29 ) ] رك : شرح نهج البلاغه فيض الاسلام خطبهء 51 ، 138 .