( 1 ) « منبه » نهادند و به « منبه » مشهور شد ، اعراب آن را معرّب كرده منبج خواندند و جزو ولايات شام شد ؛ ( انجمن آرا به نقل دهخدا ) .
485 ) امير المؤمنين على ( ع ) غير از دستورات شفاهى كه به مالك اشتر صادر مىفرمايند نامهاى نيز بدين منوال بر نصر و شريح مىنويسند :
مالك بن حارث اشتر را بر شما و پيروان شما امير و فرمانروا گردانيدم ، پس فرمان او را شنيده ، پيروى نماييد ، و او را زره و سپر قرار دهيد . زيرا او از كسانى نيست كه بيم سستى و لغزيدن و كندى از كارى كه شتاب در آن به احتياط و هوشمندى سزاوارتر است ، و شتاب به كارى كه كندى در آن نيكوتر است در او برود ؛ ( شرح نهج البلاغه ، نامهء 13 ، 858 ؛ ترجمهء گويا و . . . ، 3 ، 408 ) .
486 ) در تاريخ طبرى و كامل ابن اثير نام اين مرد سنان بن مالك ذكر شده ، طبرى در اين مورد گويد . . . [ مالك اشتر ] به سنان بن مالك نخعى گفت : پيش أبو الأعور برو و او را به هماوردى دعوت كن . گفت : هماوردى من يا تو ؟ گفت : اگر بگويم با او هماوردى كنى ، مىكنى ؟ گفت : آرى . گفت : برادرزاده ، خدا عمرت را دراز كند گفتم او را به هماوردى من دعوت كنى . . . ؛ ( طبرى ، 6 ، 2506 - 2507 ؛ كامل ، 4 ، 48 ) .
487 ) صعصعة بن صوحان العبدىّ : وى از سادات عبد القيس و خطيبى بليغ و عاقل بود . شعبى گويد : از او خطبه مىآموختم . مغيره او را به امر معاويه از كوفه به جزيره يا به بحرين تبعيد كرد و در حدود سال 60 هجرى بدانجا درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ) . . . و چندان فصيح و بليغ بود كه امير المؤمنين على ( ع ) او را خطيب شحشح گفت و به مهارت در خطب و فصاحت در لسان ثنا فرمود و به قلّت مؤنه و كثرت معونه بستود . صعصعه را مسجدى است در ظاهر نجف كه بدين نام [ مسجد صعصعه ] مشهور است و در آن نماز و دعايى مخصوص خوانده مىشود ؛ ( دهخدا ) .
488 ) مسعودى در مورد تشنگى لشكر امير المؤمنين على ( ع ) گويد . . . على ( ع ) شبانه در اردوى خود مىگذشت و شنيد كه يكى مىگفت : آيا اين قوم آب فرات را به روى ما مىبندند ، در صورتى كه على ( ع ) با ماست ، هدايت با ماست ، نماز با ماست ، روزه با ماست ، و مناجات گران نيمه شب ميان ما هستند ؟ آنگاه به ديگرى گذشت كه نزديك پرچم ربيعه بود و مىگفت : آيا اين قوم آب فرات را به روى ما مىبندند در صورتى كه ما نيزه و سپر داريم . ديروز بود كه ما با زبير و طلحه روبرو شديم و به دم مرگ رفتيم ، چه شده كه ديروز شير بيشه بوديم و اكنون گوسفندان لاغر شدهايم ؟ ( مروج الذهب ، 1 ، 733 ) .
489 ) مرحوم سيّد رضى سخنان على ( ع ) مبنى بر تحريض لشكر عراق به باز پس گرفتن شريعهء فرات را طىّ خطبهء 51 چنين آورده : لشكر معاويه كارزار با شما را طالبند ، پس شما يا بر ذلّت و خوارى اقرار كرده ، شجاعت و شرافت را از دست بدهيد يا آنكه شمشيرهايتان را از خونها [ ى ايشان ] سيراب كنيد تا از آب سيراب شويد . پس مرگ ( حقيقى ) در زندگانى شما است ، اگر مغلوب بشويد . و ( حقيقت ) زندگانى در مرگ شما است آنگاه كه ( بر
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1021
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص١٠٢١