تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1020

مساهمون:

ص١٠٢٠
( 1 )
« اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها . . . »
480 ) شجرهء ملعونه ، اشاره است به سورهء اسراء آيهء 60 ؛
وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ . . .
و مرحوم علامّه طباطبايى از قول حضرت امام موسى بن جعفر ( ع ) و امام صادق ( ع ) روايت مىكند كه فرموده‌اند : « . . . شجرهء ملعونه در قرآن همان دودمان بنى اميّه است » ؛ ( تفسير الميزان ، 13 ، 250 - 251 ) . 481 ) منظور امام از سيّد العالمين ، فاطمهء زهرا ( ع ) و منظور از امّ جميل زن أبو لهب و خواهر ابو سفيان است كه مىفرمايد . . . و منّا خير نساء العالمين ، و منكم حمّالة الحطب ؛ يعنى ، و از ما است بهترين زنان جهانها ( فاطمهء زهرا ) و از شماست هيزم كش ( امّ جميل ، خواهر ابو سفيان كه بر اثر بسيارى دشمنى با پيغمبر اكرم ( ص ) شب خار و خاشاك به دوش گرفته ، در رهگذر آن حضرت مىريخت ، و خداوند دربارهء او و شوهرش أبى لهب در آيهء 3 و 4 سورهء مسد فرموده :
سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ، وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ
؛ يعنى ، زود باشد كه أبو لهب در آتشى شعله‌ور درافتد و زن او كه هيزم كش است . ) 482 ) مسألهء شجاعت و دلاورى امير المؤمنين على ( ع ) كه در تمام ميدانهاى جنگ در اعتلاى پرچم دين خدا از خود نشان داده بود چيزى نبود كه كسى بتواند منكر آن شود ، ولى معاويه از آنجايى كه خباثت و دورويى و مكّارى با خونش عجين شده بود در پايان نامه‌اش امام را تهديد به جنگ و شمشير مىكند و امام در نامهء خويش در قسمت مربوط به اين گستاخى معاويه مىفرمايند « فلقد أضحكت بعد استعبار » ؛ يعنى ، پس خندانيدى بعد از گريه كردن ( كسى كه اين سخن از تو بشنود پس از گريان بودن براى تصرّف تو در دين اسلام مىخندد . ) 483 ) در مورد متن كامل نامهء مزبور كه در آن على ( ع ) دعاوى نادرست و سخنان بيهودهء معاويه را گوشزد نموده و پيروان خود را به حقايقى كه در مقام احتجاج اهميّتى به سزا دارد متوجّه ساخته و از اين رو سيّد رضى ( عليه الرحمه ) آن را از نامه‌هاى نيكوى آن حضرت دانسته ، به شرح نهج البلاغه مراجعه كنيد . [ 28 ] 484 ) منبج : از بلاد اقليم چهارم ، طول آن سب - ن [ 62 درجه و 50 دقيقه ] و عرض آن لو - له [ 36 درجه و 35 دقيقه ] ، يكى از بلاد شام است و يكى از اكاسره كه بر شام غلبه يافت ، آن را بنا كرد و منبه ناميد و در آنجا آتشكده‌اى ساخت و مردى را به نام ابن دينار از فرزندان اردشير بن بابك بر آن گماشت و او جدّ سليمان بن مجالد فقيه است . پس ، منبج معرّب منبه است ؛ ( تقويم البلدان ، 300 - 301 ) . . . در شاهد صادق آمده كه انوشيروان در آن سرزمين با قيصر روم محاربه كرده و او را شكست داد و براند و بر زبان راند كه : من به . يعنى من بهترم و بفرمود در همان زمين شهرى بساختند و نام آن را
هامش
[ ( 28 ) ] رك : شرح و ترجمهء نهج البلاغه فيض الاسلام ، 894 - 904 .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1020 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى