( 1 )
كتاب اللّه . . .
يعنى ، . . . و چنان كه مىبينم لشكر تو را كه بر اثر خوردن ضربتهاى پياپى و پيشآمد سخت كه واقع خواهد شد و بر خاك افتادن پى هم از روى بيچارگى مرا به كتاب خدا دعوت مىكنند . . . » [ 26 ]
460 ) اين نامه در نهج البلاغه ضبط نشده .
461 ) صفّين : صفّين قريهء ويرانى از آثار روميان بود ، و تا فرات به اندازهء يك تير پرتاب فاصله داشت و جز از يك راه سنگ فرش كه دو فرسنگ طول آن بود ، راه ديگرى به رود فرات نداشت ؛ ( اخبار الطوال ، 185 ) . . . . در مغرب فرات رو به روى قلعهء جعبر [ قلعهاى است در كنار فرات بين بالس و رقّه نزديك صفّين ، مردى كور از بنى قشير به نام جعبر آنجا را مالك شد . پس ، به نام او معروف به قلعهء جعبر شد ؛ ( مراصد الإطلاع ) ] سرزمين صفّين است ( تقويم البلدان ، 299 ) . . . و در غربى فرات ميان رقّه و بالس زمين صفّين است .
گور عمّار ياسر آنجا نهادهاند ؛ ( مسالك الممالك ، 78 ) .
462 ) قيس بن . . . عباده : ابن سعد بن . . . انصارى خزرجى از صحابيان است . شانزده حديث از او نقل شده است . وى از نوابغ عرب و رئيس طايفهء خزرج و حامل لواى انصار در مصاحبت پيغمبر است . در خلافت علىّ بن ابى طالب ( ع ) با وى نيز مصاحبت داشت و در جنگهاى او حضور يافت و در جنگ صفّين در مقدّم لشكر قرار داشت و از طرف على ( ع ) به حكومت مصر رسيد و به سال 58 ق به تفليس اقامت گزيد و در آنجا به سال شصت بمرد . وى موى به صورت نداشت ؛ ( دهخدا ) .
463 ) باهلىّ : منسوب است به باهله و باهله زنى از قبيلهء همدان بوده است . فرزندانش به وى منسوبند و از آن قبيله است أبو امامه باهلى ؛ ( منتهى الإرب ) نام قبيلهاى از قبايل تازى .
گويند اين قبيله بر خلاف قاعدهء كلّيهء اعراب به انتساب غير مستقيم خود را به دايى و خاله منسوب سازند ؛ ( انساب سمعانى به نقل دهخدا ) .
464 ) نخيله : نام موضعى در عراق كه حضرت على بن ابى طالب ( ع ) با خوارج جنگ فرمود ؛ ( ناظم الأطباء ) موضعى است در نزديكى كوفه بر سمت شام ، و آن جايى است كه على ( ع ) چون خبر قتل عامل انبار به دو رسيد ، بدان طرف برفت و خطبهء معروف خويش را در نكوهش اهل كوفه قرائت فرمود و در آن خطبه فرمود كه
أللّهمّ إنّى لقد مللتهم و ملّونى فأرحنى منهم ،
و خود پس از چند روز از آن خطبه كشته شد ؛ ( معجم البلدان ، 5 ، 278 ) .
465 ) اشاره است به بيعت حديبيه يا بيعت شجره . [ 27 ]
466 ) اويس قرنىّ : ابن عامر بن جزء بن مالك از طايفهء بنى مراد يكى از پارسايان و از تابعان است . اصل وى از يمن است . او زندگانى حضرت محمّد ( ص ) را ادراك نكرد و به درك صحبت آن حضرت موفق نگرديد و بر عمر بن خطّاب وارد شد و در جنگ صفّين با حضرت على ( ع ) بود و بيشتر برآنند كه وى در همين واقعه كشته شد به سال 37 هجرى ؛ ( اعلام
هامش
[ ( 26 ) ] رك : شرح فيض الاسلام ، نامهء 10 ، 850 - 854 .
[ ( 27 ) ] رك : به تعليقات جلد اول همين كتاب .