تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1016

مساهمون:

ص١٠١٦
( 1 ) نمود ، پيمان امان را به سوى او بينداز ، و اگر صلح و آشتى پذيرفت ، از او بيعت بگير ( به زودى وظيفه‌ات را انجام داده ، مراجعت نما ، ما را چشم به راه مگذار ) ، درود بر آنكه شايستهء درود است ؛ ( شرح فيض الاسلام ، نامهء 8 ، 844 ) . 454 ) نتيجهء مشاجرهء لفظى جرير و اشتر را دينورى چنين نقل مىكند « . . . جرير از گفتار اشتر خشمگين شد و شبانگاه با گروهى از كسان خود كوفه را ترك كرده به قرقيسيا از شهرستانهاى جزيره برفت و در آنجا اقامت گزيد . . . » ( اخبار الطوال ، 178 ) . « . . . پس جرير بن عبد اللّه سوى قرقيسيا رفت و به معاويه نامه نوشت و او نيز به جرير نامه نوشت و گفت كه پيش وى رود . » ( طبرى ، 6 ، 2501 ) . 455 ) پناه آوردن عبيد اللّه بن عمر نزد معاويه . [ 25 ] 456 ) محمّد بن مسلمة الأنصارى : ابن مسلمة بن . . . انصارى أوسى حارثى مكنّى به أبو عبد الرّحمان يا أبو عبد اللّه . او در تمام جنگها و مواقع در ركاب پيامبر بود مگر در واقعهء تبوك . در زمان عمر اگر كسى از عاملى شكايت مىكرد ، حال او را از محمّد مىپرسيد . پس از قتل عثمان خانه‌نشين شد و شمشيرى از چوب براى خود بساخت تا وارد فتنه نشود . محمّد در سال 46 يا 48 ه ق در 77 سالگى در شهر مدينه درگذشت ؛ ( اسد الغابه ، 4 ، 331 به نقل دهخدا ) . 457 ) أبو الأعور السّلمىّ : عمرو بن سفيان ، از سرداران معاويه بود . او از قبيلهء نيرومند سليم بود و از همين روى سلمى خوانده مىشد . مادرش نصرانى بود و پدرش در جنگ احد در صفوف قريش جنگيد . . . در فتح مصر براى معاويه عمرو عاص را يارى كرد و فرماندهى چندين لشكركشى دريايى را عهده‌دار بود و نيز نشان داد كه مردى سياستمدار و مدبّر است . در صفّين در مذاكرات با على ( ع ) شركت كرد و طرح مقدّماتى شوراى أذرخ [ ظ : أذرح محلّى ميان پترا و معان كه پس از واقعهء صفّين حكمين براى رأى دادن در آنجا انجمن كردند ( مصاحب ) ] را تهيّه نمود . همچنين مأمور شد تا فلاحان فلسطينى را به منظور وضع ماليات جديدى سرشمارى كند . وقايع‌نگاران عرب أبو الأعور را به مناسبت خدمات گوناگونش در صف همدستان عمدهء معاويه كه « شيعه » يا « بطانه » او را تشكيل مىدادند به شمار آورده‌اند . وى پيش از پايان خلافت معاويه از صحنهء سياست كناره گرفت ؛ ( دانشنامهء ايران و اسلام ، 67 ، 940 ) . 458 ) اين نامه در نهج البلاغه ضبط نشده است . 459 ) نامهء مزبور كه به شمارهء 10 در نهج البلاغه ضبط شده يكى از گوياترين و فصيحترين نامه‌هايى است كه امير المؤمنين على ( ع ) آن را مرقوم فرموده‌اند . در قسمت پايانى نامه كه در متن حاضر نيامده ، امام از اخبار غيبيّه خبر مىدهد و مىفرمايد : « . . . و كانّى بجماعتك تدعونى - جزعا من الضرب المتتابع ، و القضاء الواقع ، و مصارع بعد مصارع - إلى
هامش
[ ( 25 ) ] در اين مورد جهت كسب اطلاع بيشتر رك : امام على بن . . . ، 4 ، 131 - 140 .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1016 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى