تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
( 1 ) گرفت و ضمن وداع ، نصايح سودمندى در جهت هوشيارى و بيدارى وى از گرفتارى به دام مكر و حيلهء عمرو عاص داده است ؛ ( اقتباس از ترجمهء گويا و . . . ، 2 ، 476 - 478 ) . 424 ) اين نامه با كمى تغييرات به شمارهء 54 در نهج البلاغه ضبط شده است . به طورى كه از شرح فيض الاسلام معلوم مىشود امام اين نامه را توسط عمران بن حصين خزاعىّ [ متوفى 52 هجرى ، در سال فتح خيبر اسلام آورد ، از طرف عمر به بصره آمد تا مردم آنجا را با مسائل اسلام آشنا كند ، مدّتى هم به عنوان قاضى در بصره گزيده شد ] به طلحه و زبير فرستاد . [ 12 ] 425 ) ابن اثير غير از اين يادآورى ، عامل ديگرى را نيز در مورد تنبّه زبير مىآورد كه مربوط است به حضور عمّار ياسر در لشكر على ( ع ) و اشاره است به فرمايش حضرت محمّد ( ص ) كه فرمود : اى عمّار ، تو را گروه متجاوز خواهد كشت [ 13 ] ( كامل ، 3 ، 394 و 398 ؛ طبرى ، 6 ، 2437 ) . 426 ) طبرى در مورد انصراف زبير از جنگ با على ( ع ) و اعتراض پسرش عبد اللّه به اين كار گويد « . . . [ زبير ] گفت : قسم خورده‌ام كه با وى جنگ نكنم . و از گفتهء وى خشمگين شد . عبد اللّه گفت : قسمت را كفاره كن و با وى بجنگ . و زبير يكى از غلامان خويش را به نام مكحول پيش خواند و آزاد كرد . عبد الرّحمان بن سليمان تميمى شعرى در اين باب گفت به اين مضمون : « اى برادران / عجب‌تر از اين كفّاره قسم نديده‌ام / كه در كار عصيان خدا بنده آزاد كنند . » 427 ) دينورى دربارهء پشيمان شدن زبير از جنگ با على ( ع ) و خارج شدن از لشكر بصره چنين گويد : چون . . . على ( ع ) برايشان حمله برد و ايشان گريزان شدند و زبير پشت گرداند ، عمّار ياسر در پى او رفت و گفت : اى ابو عبد اللّه ، تو ترسو نيستى ، امّا مىبينم كه در شكّ هستى . گفت : چنين است . گفت : خداوند تو را خواهد بخشود . و رفت تا اينكه به وادى السباع رسيد ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 223 ) . 428 ) به طورى كه از خود متن برمىآيد اين آشنا عمرو بن جرموز است و جريان كشته شدن زبير به دست عمرو را دينورى اين چنين بيان مىكند . . . پس ، أحنف گفت : اين زبير است كه براى منظورى برمىگردد ، آيا كسى از شما مىتواند چگونگى حال او را معلوم دارد ؟ عمرو بن جرموز به او گفت : من خبر او را برايت مىآورم . و بر اسب خود سوار شد و شمشير ببست و از پس او برفت . . . زبير به نماز برخاست ، چون به سجده رفت ، عمرو با شمشير بر او حمله برد و او را بكشت . . . ؛ ( أخبار الطوال ، 163 ) . مقدّسى گويد : . . . زبير
هامش
[ ( 12 ) ] رك : شرح فيض الاسلام ، نامهء 54 ، 1036 ؛ ترجمهء گويا و . . . ، 3 ، 461 . [ ( 13 ) ] در مورد اين حديث رك : قسمت تعليقات جنگ صفّين همين كتاب .