( 1 ) آنها عايشه را بر شتر سوار كردند و به جنگ پرداختند . اين جنگ را جنگ جمل اصغر و جنگ با امام ( ع ) را جنگ اكبر مىنامند . در اين جنگ حكيم با سه برادرش كشته شدند . [ 6 ]
416 ) در تاريخ يعقوبى در مورد مناقشه طلحه و زبير به خاطر اقامت نماز آمده كه . . . چون هنگام نماز رسيد ، ميان طلحه و زبير نزاعى درگرفت و هر يك از آن دو جامهء ديگرى را كشيد تا وقت نماز از دست رفت و مردم فرياد زدند : نماز ، نماز ، اى اصحاب محمّد . پس ، عايشه گفت : روزى محمّد بن طلحه و روزى عبد اللّه بن زبير نماز بخوانند و بر اين سازش نمودند ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 79 ) .
417 ) آن روز كه على ( ع ) از مدينه به قصد خاموش كردن آتش فتنهء مثلث عايشه و طلحه و زبير عازم بصره بود ، ابو حسن بن عبد عمرو را جانشين خود كرد ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 79 ) .
مقدّسى جانشين على ( ع ) در مدينه را در اين موقع سهل بن حنيف ذكر مىكند ؛ [ 7 ] ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 221 ) .
418 ) ذى قار : موضعى است ميان كوفه و واسط ، و به واسط نزديكتر است ؛ ( المشترك به نقل تقويم البلدان ، 329 ) . ذو قار [ ذى قار ] به گفتهء ياقوت واقع است در نزديكى كوفه و سمت جنوبى آن ؛ ولى او اطّلاع بيشترى دربارهء موقعيّت آن نداشته است . ذو قار ظاهرا در بيابان واقع است ولى از حوزهء فرات چندان دور نيست . معنى آن « محلّى داراى قير يا زفت » است . اين مادّه در منطقهء پايين فرات و دجله زياد پيدا مىشود و به همين جهت مواضع ديگرى با نام قار و قير در آن نواحى ديده مىشود . پر آب بودن اين ناحيه حتى در تابستان مثل بوده است ؛ ( ايرانيان و عربها . . . ، 492 ) .
419 ) در مورد اعزام رسول و نامه از طرف امام ( ع ) به سوى كوفه روايات و اقوال مختلفى است :
به نظر دينورى ، على ( ع ) هشام [ هاشم ] بن عتبة بن ابى وقّاص را به كوفه فرستاد و فرزندش حسن ( ع ) و عمّار ياسر را نيز همراه او كرد ؛ ( اخبار الطوّال ، 158 ) . ابن اثير گويد : . . . و حضرت على ( ع ) اوّل بار نامهاى [ نامهء شمارهء 1 ] توسط محمّد بن ابى بكر و محمّد بن جعفر سوى ابو موسى اشعرى فرستاد و بعد از آن مالك اشتر و ابن عبّاس را جهت متقاعد كردند ابو موسى و آماده نمودن اهل كوفه فرستاد و آخر سر فرزند خويش حسن ( ع ) و عمّار را سوى كوفه فرستاد ؛ ( كامل ، 3 ، 373 به بعد ) . ولى به طورى كه از « شرح ابن ابى الحديد » بر - مىآيد ، امام نخست از ربذه نامهاى [ نامهء شمارهء 1 ] را توسط هاشم بن عتبه به اهل كوفه ارسال داشته ، ابو موسى هاشم را تهديد به مرگ و حبس كرده ، پس امام نامهء تهديدآميزى به ابو موسى نوشته و توسط عبد اللّه بن عبّاس و محمّد بن ابى بكر برايش فرستاده و او را از امارت كوفه خلع كرده ، پس از آن از ذى قار نامهاى ديگر [ نامهء شمارهء 57 ] را توسط امام حسن ، عمّار ياسر ، زيد بن صوحان ، و قيس بن سعد بن عباد به سوى كوفيان فرستاده و فرموده :
هامش
[ ( 6 ) ] رك : ترجمهء گويا و . . . ، 2 ، 549 .
[ ( 7 ) ] نيز رك : ترجمهء گويا و . . . ، 3 ، 477 .