تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 994

مساهمون:

ص٩٩٤
( 1 ) 1 ، 693 - 694 ) . سعيد گفت : اين سواد [ املاك عراق ] بوستان قريش است . اشتر گفت : تو مىگويى املاك ما كه خداوند آنها را به ما ارزانى داشته . . . كه ملك تو و قريش است ؟ عبد الرحمان أسدىّ كه رئيس شرطه بود گفت : آيا شما با امير چنين درشتى مىكنيد و پاسخ سخت مىدهيد ؟ . . . اشتر گفت : از همينجا شروع كنيد . اين مرد از دست شما رها نشود . آنها [ ياران اشتر ] برخاستند و عبد الرحمان را نواختند ؛ ( طبرى ، 7 ، 2194 - 2195 ؛ كامل ، 3 ، 233 ) . 353 ) كميل بن زياد : ابن زياد نخعى ، از اصحاب امير المؤمنين على ( ع ) ؛ ( ناظم الاطبّاء ) . . . . ابن زياد بن نهيك نخعى ، تابعى و از ثقات اصحاب علىّ بن ابى طالب ( ع ) است . شريف و ميان قوم خويش مطاع بود . در جنگ صفّين همراه على ( ع ) بود ، در كوفه سكونت گزيد و به وسيلهء حجّاج كشته شد . احاديثى از او نقل شده است ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . بعضى فرق صوفيّه سلسلهء خرقهء خود را به دو منتهى كنند و دعاى كميل منسوب به اوست ؛ ( يادداشت علّامه دهخدا ) . 354 ) در مورد رفتار معاويه با مالك اشتر و همراهانش روايات مختلفى در كتب تاريخى مشابه آمده است . ابن اثير و خواندمير بر اين قولند كه چون مالك و همراهانش در شام مثل كوفه زبان طعن بر عثمان و نمايندهء او يعنى ، معاويه گشودند ، معاويه به موجب فرمانى كه از دار الخلافه دريافت داشت مالك و ديگر اشراف كوفه را به شهر حمص تبعيد كرد و امير آن شهر يعنى ، عبد الرحمان بن خالد بن الوليد با تبعيديان بىالتفاتى پيشه كرد و گفت : اى آلت و ابزار ابليس ، بدا به حال شما نه مرحبا . شيطان شكست خورد و گريخت و نااميد شد و شما هنوز در حال كوشش و نشاط هستيد ؛ ( كامل ، 3 ، 237 ؛ حبيب السّير ، جزء چهارم از جلد 1 ، ص 508 ) ولى طبرى در مورد تبعيد مالك و همراهانش از شام به حمص مىگويد كه . . . چون مالك و همراهانش در شام دست از مخالفت با عثمان برنداشتند ، معاويه جريان را به عثمان نوشت و به دستور عثمان معاويه ايشان را دوباره به كوفه فرستاد و چون در كوفه زبان طعن و بدگويى گشاده‌تر شد ، سعيد بن عاص به دستور عثمان ايشان را به حمص تبعيد كرد ؛ ( طبرى ، 8 ، 2197 - 2199 ) . 355 ) يزيد بن قيس الأرحبى : ابن قيس بن تمام بن حاجب الأرحبى ، از بنى صعب بن دومان از همدان ، معروف به ارحبى از امرا و خطبا و فصحا و شجاعان معروف بود . . . به حضرت على ( ع ) پيوست و در جنگها با او بود و از طرف آن حضرت والى اصفهان و رى و همدان شد . در جريان حكميت صفّين جزو نمايندگان على ( ع ) بود . و مردم را بر جنگ صفّين بر ضد معاويه تشويق مىكرد و خود در همان جنگ كشته شد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . 356 ) مسيّب بن نجبة . . . : . . . نجبة بن ربيعة بن رياح الفزارى ، تابعى و از سران قوم خود بود . وى از سرداران حضرت على ( ع ) در جنگهاى آن حضرت با دشمنان و نيز از جمله كسانى است كه در سال 65 هجرى به طلب خون حسين ( ع ) قيام كرد و در همين سال در وقايع عراق كشته شد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) .