( 1 ) 337 ) مؤلّف تاريخ يعقوبى در مورد اختلاف عبد الرحمان عوف و عثمان حكايت ديگرى نقل مىكند كه مربوط مىشود به انتخاب پنهانى عثمان عبد الرحمان را به نيابت خويش ، موقعى كه عثمان سخت مريض بود . [ 7 ]
338 ) علاوه بر اين ابى يعقوب علّت و انگيزهء ديگرى بر كدورت عثمان عليه عمّار ياسر نقل مىكند كه مربوط مىشود به وصيّت ابن مسعود و مقداد مبنى بر تدفين و تكفين ايشان توسط عمّار ياسر و پوشيده داشتن آن از عثمان . و چون عثمان بعد از وفات اين دو صحابهء رسول ( ص ) از جريان با خبر مىشود مىگويد : واى من بر پسر زن سياه ، راستى كه او [ عمّار ياسر ] را نيك مىشناختم ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 1 ، 65 ) . مقدّسى در مورد كينهء عثمان به عمّار گويد : « . . . و عثمان خطبهاى خواند و گفت : اين مال خداست ، من به هر كه دلم بخواهد مىدهم . خداوند هر كه را كه نمىخواهد و ناخوش دارد ، خوار گرداند .
پس ، عمّار ياسر برخاست و گفت : من نخستين كسم كه نمىخواهم . عثمان به دو گفت :
اى فرزند سميّه ، بر من دليرى مىكنى ؟ آنگاه بنى اميّه بر سر عمّار تاختند و او را چندان زدند كه بيهوش گرديد » ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 213 ) .
339 ) ابو ذرّ : أبو ذرّ غفارى و بعضى أبو الذر گفتهاند و اكثر و اشهر اوّلى است . يكى از كبار صحابه و از مؤمنين قديم . در نام و نسب او اختلاف بسيار است و مشهورتر جندب بن جناده و مادر او رمله بنت الوقيعه است از بنى غفار . . . از رسول ( ص ) روايت است كه فرمود : ابو ذر در امّت من به زهد چو عيسى بن مريم است . . . و آنگاه كه رسول ( ص ) در سال هفتم از هجرت به عمرة القضا مىشد ، ابو ذرّ را در مدينه خليفتى داد . . . ؛ ( دهخدا ) . و واقدى روايت كرده كه گفت : من پنجمين كس بودم كه اسلام آوردم . و او مردى دلير و سختكوش بود و در تاريك و روشن سپيده بر گروهها و دستهها حمله مىبرد و پياده از سواران پيشى مىگرفت . و در جاهليّت خداپرست بود . و پيش از پيامبر لا إله إلّا اللّه مىگفت . . . ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 98 - 100 ) .
340 ) مورّخين ديگر سكونت ابو ذرّ در شام را يك نوع تبعيد مىدانند ؛ چه آن روزها كه عثمان بيت المال مسلمين را به ميل نفس خويش حيف و ميل مىكرد و بدعت در كارهاى پيغمبر ( ص ) مىآورد ، ابو ذرّ از جمله كسانى بود كه بدون ترس و واهمه قصد جلوگيرى از اعمال خلاف عثمان را داشت . يكى از اين جريانات مربوط مىشود به جدال ابو ذرّ با كعب الاحبار در حضور عثمان در رابطه با همين اعمال خلاف عثمان ، كه عثمان براى رهايى از ايرادگيريهاى ابو ذر به او مىگويد : . . . چقدر مرا اذيّت مىكنى ؟ ديگر تو را نبينم كه خيلى اذيّتمان كردى . و پس از آن ابو ذرّ سوى شام مىرود ؛ ( مروج الذهب ، 1 ، 96 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 ، 66 ) .
341 ) يعقوبى در مورد اينكه حضرت على ( ع ) در مقابل سؤال عثمان مبنى بر صحّت گفتار أبو ذرّ
هامش
[ ( 7 ) ] رك : تاريخ يعقوبى ، 1 ، 63 .