تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 989

مساهمون:

ص٩٨٩
( 1 ) ايتاليا بزرگترين و پرجمعيّت‌ترين جزيرهء مديترانه است . شكلش مثلث است و به همين جهت در ازمنهء قديم به نام تريناكريا نيز خوانده مىشد . بلندترين قلّهء آن اتنا مىباشد ؛ ( مصاحب ) . جوهر ، مؤسس مدرسهء الأزهر ، منسوب به سقليّه است . 327 ) زيد بن ثابت : از مشاهير و دانشمندان صحابه و از كاتبان وحى پيغمبر اسلام ( ص ) كه در ايّام ابو بكر به جمع و تدوين قرآن پرداخت . پس از وفات پيغمبر ( ص ) مناصب عمده داشت و بعد از جنگ يرموك امر تقسيم غنايم را تنظيم كرد . پس از وفات ، مروان بن حكم بر جنازهء او نماز خواند ؛ ( مصاحب ) . زيد يكى از سه تن است كه قرآن را به امر ابو بكر جمع كردند . عمر چون به حج مىشد ، او را جانشين خود كرد ؛ ( معين ) . 328 ) عبد الرحمان بن ابى بكر : نام او را در جاهليت عبد الكعبه بود . حضرت رسول ( ص ) او را عبد الرحمان ناميد . وى اشجع قريش و از تيراندازان ماهر بود . به يمامه رفت و در جنگ افريقيّه شركت جست و در واقعهء جمل حاضر بود . هنگامى كه معاويه در صدد اخذ بيعت براى يزيد برآمد عبد الرحمان گفت : مگر خلافت اسلامى هرقلى است كه چون قيصرى مرد قيصرى ديگر به جاى او نشيند ؟ معاويه صد هزار درهم براى وى فرستاد و عبد الرّحمان آن را نپذيرفت . سپس ، به مكّه رفت و پيش از آنكه كار بيعت يزيد تمام شود ، درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ، به نقل دهخدا ) . 329 ) عبد اللّه بن عمرو عاص : . . . از قريش و صحابى است . در جاهليّت كتابت مىكرد و سريانى را نيك مىدانست . او پيش از پدر اسلام آورد و از حضرت رسول ( ص ) اجازه خواست تا آنچه او گويد بنويسد . وى مردى كثير العباده بود چنان كه پيغمبر ( ص ) او را فرمود : جسد تو را بر تو حقّى است ، زن تو را بر تو حقّى است ، و دو چشم تو را بر تو حقّى است . در غزوات حاضر بود و به سال 56 ه . ق به طائف درگذشت . در صحيحين از او حدودا هفتصد روايت آمده است ؛ ( قاموس اعلام به نقل دهخدا ) . . . در عبادت و رياضت افراطى مىكرد و در آخر عمر نابينا شد و عزلت گزيد ؛ ( مصاحب ) . 330 ) مسور بن مخرمه : ابن مخرمة بن نوفل بن اهيب القرشى الزهرى ، ابو عبد الرّحمان ، از فضلاى صحابه و از فقهاى آنان است . در طفوليّت محضر نبىّ ( ص ) را درك كرد . از خلفاى اربعه روايت دارد . در فتح افريقا با عبد اللّه بن سعد همراه بود . در سال 64 هجرى كه با ابن زبير در محاصرهء مكّه همراه بود ، سنگى از حصار مكّه به سرش اصابت كرد و مقتول گرديد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . 331 ) مروان حكم : ابن حكم بن ابى العاص بن امية بن عبد شمس بن عبد مناف ، مكنّى به أبو عبد الملك ، نسبت بنى مروان و مروانيه بدوست . در مكّه متولد ، در طائف پرورش ، و در مدينه سكونت گزيد . در ايّام خليفهء سوّم از خاصان و دبيران او گشت . . . در صفّين در كنار معاويه جنگيد آنگاه حضرت على ( ع ) او را امان داد . . . برخى گويند همسر او امّ خالد در خواب بالشى بر روى او قرار داد و او را خفه كرد . او نخستين كسى بود كه دينارهاى شامى را سكّه زد و بر آنها آيهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ
أحد را نگاشت . او را لقب خيط باطل مىدادند