تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
( 1 ) 310 ) كرّ : كرّ نام دو رود است . يكى مشهور و از ديگرى بزرگتر و آن رودى است كه حدّ آذربايجان و ارّان است . و ديگر رودى است در فارس و بلاد شيراز كه به قدر رود كرّ آذربايجان شهرت ندارد ؛ ( تقويم البلدان ، 81 ) . كورا ، نام باستانى آن كوروس ، در مآخذ اسلامى كرّ ، رود عمدهء گرجستان و آذربايجان شوروى . در ارمنستان تركيه ، در شمال غرب قارص ، در ارتفاع 980 / 1 مترى سرچشمه مىگيرد و مسافت حدودا 500 / 1 كيلومتر را به طرف شمال طىّ كرده ، به شكل قوسى به جانب جنوب شرقى به قفقاز بزرگتر مىرود ، و به درياى خزر مىريزد . بر مسير علياى آن ، نزديك تفليس ، يك كارخانهء نيروى برقابى ساخته شده است . . . در مسير سفلاى كورا ، رود ارس به آن ملحق مىشود ، و كورا از دشتى كه در شمال غرب ايران ممتد است مىگذرد ؛ ( مصاحب ، 2 ) . 311 ) شابران : يا شاوران ، شهر قديم و از مراكز شروان ، كنار رود شاوران ( از واردات درياى خزر ) . به قول بعضى از مورّخين عرب مقابر نخستين امراى شروان در شابران بوده است . ذكر آن در بعضى مآخذ نيمهء دوّم قرن 16 ميلادى نيز آمده است . در 1770 ميلادى فقط ويرانه‌اى متروك از آن باقى ماند ؛ ( مصاحب ) . شابران را انوشروان عادل ساخت . هوايش گرم است و آبش ناگوارندهء ؛ ( نزهة القلوب ، 107 ) . شابران كه اكثر اهالى آن عيسوى بوده‌اند و چنان كه نقل شده در بيست فرسخى دربند جاى داشته است ؛ ( لسترنج ، 193 ) مسقط : روستايى در ساحل درياى خزر نزديك دربند ، صنفى نيرومند از مسلمانان ميان دربند و لكر بوده‌اند ؛ ( مراصد الاطّلاع ) . 312 ) لكر : بلده‌اى است در دربند خزران ، منسوب به كسانى كه آن را بنا كردند يعنى ، قوم لكز : ( تقويم البلدان 448 ) . فيلان ظاهرا بايد الفيل باشد كه لسترنج گويد . . . تواريخ فتوحات اسلامى نقل مىكند كه در سال 93 هجرى وقتى كه اعراب به سركردگى قتيبه به خوارزم حمله كردند ، كرسى خوارزم كه به تصرّف آنان درآمد ، الفيل نام داشت و اعراب همان وقت آن شهر را منصوره نام دادند ؛ ( لسترنج ، 475 - 476 ) . شهرى و ولايتى نزديك دربند كه شاه آن را فيلانشاه مىگفته‌اند ؛ ( مراصد الاطّلاع ) . و در مورد طبرستان ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه اشتباه است مگر اينكه تصحيف نام شهر ديگرى باشد . 313 ) باب الابواب : از بلاد اقليم پنجم و ششم ، طول آن سو [ 66 درجه ] و عرض آن ما [ 41 درجه ] ؛ ( تقويم البلدان ، 468 ) . باب الابواب يا باب يا دربند ، شهرى در جنوب شرقى داغستان ، كنار درياى خزر . در ايّام باستانى آلبانا نام داشت . نام فارسى دربند پس از تجديد بناى شهر به دست قباد اوّل ساسانى رايج شد ؛ ( مصاحب ، 2 ) . 314 ) بلنجر : از بلاد اقليم ششم ، طول آن عح [ 78 درجه ] و عرض آن مد - ن [ 44 درجه و 50 دقيقه ] ، شهرى است به دربند خزران ، داخل باب الابواب و روايت شده كه بلنجره منسوب است به بلنجر بن يافث ؛ ( تقويم البلدان ، 633 - 632 ) . شهر قديم خزرها . به قولى پيش از آتل پايتخت خزرها بود ؛ ( مصاحب ) . 315 ) خلاط : از بلاد اقليم پنجم ، طول آن سه - ن [ 65 درجه و 50 دقيقه ] و عرض آن لط - ن