( 1 ) مرزبان سرخس ، طلب صلح كرد و خواست كه وى صد تن از ايشان را امان دهد تا او نيز زنانى را براى كنيزى مسلمين بفرستد . دختر اين مرزبان خود در شمار كنيزكان اين خانم درآمد . وى او را گرفت و ميثاء نام نهاد » ( فتوح البلدان ، 287 ) .
290 ) باورد : يا ابيورد كه اباورد هم گويند بلدهاى است از بلاد خراسان . طول آن فد [ 84 درجه ] و عرض آن لز - ك [ 37 درجه و 20 دقيقه ] ؛ ( تقويم البلدان ، 514 ) . ابيورد شهرى است در خراسان ميان سرخس و نساء ، بادخيز و بد آب ؛ ( مراصد الاطّلاع ) . در خاور نساء آن سوى كوه و در حاشيهء بيابان مرو ، ابيورد واقع است . . . ابيورد را خابران يا خاوران مىگفتند و مركز آن مهنه يا ميهنه بود ؛ ( لسترنج ، 420 ) . باورد يا ابيورد شهر قديم و ناحيهاى در دامنهء شمالى كوههاى خراسان كه زمانى متعلّق به ايران بود و اكنون جزو تركمنستان شوروى است . ناحيهء مشتمل بر نساء و ابيورد و غيره از قديم الايّام به سبب آنكه اوّلين خطّ دفاعى خراسان بود ، اهميّت داشت و در دورهء نادر شاه در سال 1885 م .
جزو تركمنستان شوروى گرديد ؛ ( مصاحب ) .
291 ) . . . و صلح بر آن شرط قرار گرفت كه عبد اللّه بر زمينهايشان خراج بندد و در عوض كسى را نكشد و به اسيرى نگيرد ؛ ( فتوح البلدان ، 287 ) .
292 ) عبد الرّحمان بن سمرة . . . همان مردى است كه پيامبر ( ص ) وى را فرمود : هرگز طلب فرمانروايى مكن . اگر آن را نخواستى و يافتى ، ياور آن شوى . اگر خواستى و يافتى ، موكّل آن گردى . اگر سوگند خوردى و خيرى از آن برآمد ، پس كارى كن كه آن خود خير باشد تا كفّارهء سوگند داده باشى ؛ ( فتوح البلدان ، 274 ) . روز فتح مكّه اسلام آورد و در بصره ساكن شد . . . در صحيحين از وى 14 حديث نقل شده و به سال 50 درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ، 2 ، 494 به نقل دهخدا ) .
293 ) در كتب تاريخى مشابه چنين آمده كه اوّل بار عبد اللّه عامر ربيع بن زياد را به سيستان [ سجستان ] روانه كرد و بعد از دو سال و نيم عبد الرّحمان بن سمره را بدانجاى فرستاد ؛ ( فتوح البلدان ، 269 ؛ كامل ، 3 ، 216 ) .
294 ) در مورد فتح سجستان در فتوح البلدان آمده كه : » مرزبان [ حاكم سجستان ] دو هزار هزار درهم و دو هزار برده به دو داد و زينهار خواست » ( فتوح البلدان ، 271 ) .
295 ) جوز جانان : يا جوزجان ولايتى است و شهر [ هايش ] يهوديه [ ميمنه ] ، فارياب ، و شبورقان است . از اقليم چهارم است . طولش از جزاير خالدات صح [ 98 درجه ] و عرض آن از خطّ استوا له - ك [ 35 درجه و 20 دقيقه ] . هواى معتدل دارد و . . . ؛ ( نزهة القلوب ، 191 ) .
جوزجانان ناحيهء باخترى بلخ بود . . . اين ناحيه در قرون وسطى آبادترين و پرجمعيّتترين نواحى بلخ بود و شهرهاى بسيار داشت ؛ ( لسترنج ، 449 ) . جوزجان يا جوزجانان ، فارسى گوزگان ، نام قديمى منطقهء غربى حدود بلخ كه راه مرو الرود به بلخ از آنجا مىگذشته ، شامل شهرهاى كنونى ميمنه ، اندخوى ، شبرغان ( شبورقان ) ، و سر پل بوده است . جوزجانان در حكم پلى بود كه فلاتهاى مرتفع ايران را به ما وراء النهر مرتبط مىكرد .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 982
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٩٨٢