( 1 ) نيست گردن بزن . و اگر سه روز گذشت و بر كسى توافق حاصل نكردند همهء ايشان را گردن بزن . » ؛ ( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 50 ) . « . . . امير المؤمنين عمر أبو طلحة أنصارى را گفت :
مىبايد كه پس از فوت من با پنجاه نفر از انصار بر اصحاب شورا موكّل باشى و تا كسى را نطلبند ، پيش ايشان نگذرى و تقاضا نمايى كه مهمّ خلافت را به سرعت قرار دهند و . . . » ؛
( حبيب السّير ، 1 ، 490 ) .
276 ) صهيب : ابن سنان بن مالك مكنّى به ابو يحيى صحابى و از تيراندازان معروف عرب . وى از بنى نمر بن قاسط و از سابقان در اسلام است . پدر او از اشراف جاهليّت است . كسرى او را بر ابلّهء بصره ولايت داد . روميان آنان را غارت و صهيب را اسير كردند . يكى از بنى كلب وى را گرفت و به مكّه آورد . عبد اللّه جدعان تيمى او را خريد . سپس ، او را آزاد كرد و چون اسلام ظاهر گشت ، او مسلمان شد . . . وى در جنگ بدر و احد و ديگر غزوات حاضر بود و در صحيحين 407 حديث از او آمده . وى به سبب زهد و پارسايى شهرت دارد ؛ ( مصاحب ) .
277 ) ابن اثير آخرين لحظات عمر ، عمر خطّاب را چنين ترسيم مىكند . . . چون مرگ او نزديك شد سر او در آغوش فرزندش عبد اللّه بود و چنين گفت :
ظلوم لنفسى غير أنّى مسلم * أصلّى الصلاة كلّها و أصوم
يعنى ، من نسبت به نفس خود ستمگر هستم ولى مسلمان هستم . نماز را خوب [ كامل ] انجام مىدهم و روزه مىگيرم ؛ ( كامل ، 3 ، 85 ) .
278 ) أفلح : آزاد كردهء فخر كاينات ( پيغمبر ص ) و يكى از صحابهء اوست . برخى گويند آزاد كردهء امّ سلمه است . وى از روات است كه رواياتى ازو نقل شده ؛ ( قاموس الاعلام به نقل دهخدا ) .
گر عاقلى ز هر دو جماعت سخن مگوى * بگذارشان به هم كه نه افلح نه قنبرند
« ناصر خسرو »