( 1 ) 282 ) طبرى ، ابن اثير ، يعقوبى ، و هندوشاه شروع خلافت عثمان را به سال 24 هجرى ذكر مىكنند .
283 ) عبد اللّه بن عامر بن كريز أموى : يا ابن عامر ، فاتح و سردار عرب در عهد بنى اميّه . وى در مكّه ولايت يافت و در عهد خلافت عثمان حاكم بصره بود . . . مردى سخاوتمند ، دلير و طالب آبادى بود ؛ ( مصاحب ) . بسيارى از خانههاى بصره را خريد و ويران ساخت و راه عمومى كرد . وى كسى است كه در عرفه حوضها ساخت و چشمهها بدانجا جارى ساخت و مردم را آب داد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) .
284 ) مجاشع بن مسعود : . . . بن ثعلبة السلمى ، صحابى است . در جنگ جمل با عايشه بود و بر كسانى كه از بنى سليم در اين جنگ شركت داشتند ، فرماندهى داشت . و در اين جنگ كشته شد . در صحيحين پنج حديث از او نقل شده ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) .
285 ) أحنف بن قيس تميمى : لقب معمولى أبو بحر صخر ( كه گاه به خطا ضحّاك ناميده شده است ) بن قيس بن معاويه تميمى سعدى از خاندان مرّة بن عبيد و از اشراف تميمى بصره .
پس از ظهور اسلام تميميان بلا فاصله دعوت پيغمبر را قبول نكردند ، تبليغ آنها به اسلام بوسيلهء أحنف صورت گرفت . . . در جنگ جمل بىطرف بود ولى سال بعد در جنگ صفّين به صف طرفداران على پيوست . . . در سال 67 انقلاب شيعى ؛ يعنى ، مختار توانست طرفدارانى در بصره پيدا كند ولى أحنف در برابر شيعيان ايستادگى كرد و توانست طرفداران مختار را از شهر بيرون راند . وى سپس رئيس سپاهيان تميم بصره را بر عهده گرفت و در تحت فرماندهى مصعب بن زبير براى حمله كردن به مختار روانهء كوفه شد و در آن شهر در كبر سن درگذشت . وى كمى طبع شعر داشت ، ولى بيشتر شهرت او به فرزانگى و حكمت بود كه در كلمات قصار و پندهايى كه بعضى از آنها به عنوان ضرب المثل مانده ، مشاهده مىشود ؛ ( دانشنامهء ايران و اسلام ، 10 ، 1306 ) .
286 ) ولى بلاذرى قرار صلح كنارنك و عبد اللّه عامر را چيز ديگرى ذكر مىكند . . . سپس كنازتك مرزبان طوس نزد ابن عامر شد و در مقابل ششصد هزار درم بر همهء طوس با وى صلح كرد ؛ ( فتوح البلدان ، 287 ) .
287 ) در مورد صلح ابن عامر و امير مرو نيز نظر بلاذرى چيز ديگر است . « صلح مرو به كنيز و غلام و چارپا و متاع انجام شد ؛ چه اين قوم را در آن روزگار نقدى نبود . خراج را نيز بدينسان مىپرداختند . چون يزيد بن معاويه به خلافت رسيد ، خراج را به مال نقد گرفت » ( فتوح البلدان ، 289 ) .
288 ) روايت ديگرى در مورد صلح هرات در فتوح البلدان نقل شده . « ابن عامر خود با سپاهى عظيم به هرات رفت . نخست با اهل آن بجنگيد . سپس ، مرزبان آن به هزار هزار [ ميليون ] درهم بر هرات و پوشنگ و بادغيس با وى صلح كرد » ( فتوح البلدان ، 288 ) .
289 ) باز هم روايت و قولى ديگر از بلاذرى در مورد صلح ابن عامر با امير سرخس . » پس از آن ابن عامر ، عبد اللّه [ عبد اللّه بن خازم ] را به سرخس فرستاد . وى با اهل آن بجنگيد تا زادويه ،
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 981
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٩٨١