( 1 ) 260 ) عزير : نام پيغمبرى ، و آن منصرف است جهت خفتش ، هر چند اعجمى است .
( اقرب الموارد ) كاهن و رهبر عبرانيان در قرن پنجم قبل از ميلاد كه نزد مسلمانان به عنوان پيغمبر مشهور است و نام اصلى او عزرا مىباشد ؛ ( معين ) . نام پيامبرى كه در احياى موتى شك كرد و خداى جان او و خرش بستد و پس از صد سال از نو زنده كرد و هنوز ميوههاى چيدهء او تازه مانده بود . و يهود او را پسر خداى گفتندى ؛ ( دهخدا ) .
261 ) شاش : از بلاد اقليم پنجم ، طول آن فط - ى [ 89 درجه و 10 دقيقه ] و عرض آن مب - ل [ 42 درجه و 30 دقيقه ] ، شهرى است بزرگ از اعمال سمرقند كه از آنجا تا فرغانه پنج مرحله است ؛ ( تقويم البلدان ، 572 ) . « . . . خرابههاى موسوم به تاشكند كهنهء امروز ، محلّ شهرى را كه اعراب شاش و ايرانيان چاچ مىناميدند و در قرون وسطى بزرگترين بلاد ماوراى سيحون بوده ، نشان مىدهد . شهر چاچ را بنكث [ 22 ] نيز مىگفتند مانند بسيار ديگر از بلاد ما وراء النهر كه داراى دو اسم بود ؛ يكى اسم ايرانى و يكى اسم تورانى . » ؛ ( لسترنج ، 511 ) . « . . . در قرون وسطى از بزرگترين شهرهاى اسلامى در ما وراء سير دريا بود و در زمان ساسانيان بنكث نام داشت . . . در زمان تيمور يك چند اردوگاه بود و از اين تاريخ به بعد نام چاچ [ شاش ] از راه تصحيف تاشكند شد و همين نام بر آن باقى ماند . » ؛
( مصاحب ) .
262 ) فرغانه : از بلاد اقليم پنجم ، طول آن صب [ 92 درجه ] و عرض آن مب - ك [ 42 درجه و 20 دقيقه ] . ولايتى است در آن سوى شاش ، گروه كثيرى از علما بدان منسوبند ؛ ( تقويم البلدان ، 582 ) . « . . . ايالت فرغانه كه تا زمان اخير به خاننشين خوقند معروف بود اكنون به دستور دولت روسيه رسما به همان نام سابق كه فرغانه باشد خوانده مىشود .
كرسى اين ايالت در اوايل قرون وسطى شهر اخسيكث بود كه ابن خردادبه و ديگران آن شهر را فرغانه ناميدهاند كه در ساحل شمالى رود سيحون واقع بوده . . . » ؛ ( لسترنج ، 508 ) .
« . . . شهر فرغانه كه شاه در آن سكونت دارد به آن كاسان گفته مىشود و آن شهرى است جليل القدر . . . از مضافات سمرقند است . » ؛ ( البلدان ) .
263 ) سنجار : از بلاد اقليم چهارم ، طول آن سو [ 66 درجه ] و عرض آن لو - ك [ 36 درجه و 20 دقيقه ] . سنجار در جنوب نصيبين است . با موصل سه مرحله فاصله دارد . شهرى است چند معرّه ؛ ( تقويم البلدان ، 318 ) . « . . . در روايات اسلامى ذكر شده كه كشتى نوح در كوه سنجار به زمين برخورد كرد . سپس ، به مسير خود ادامه داده سرانجام روى كوه جودى در جانب خاورى دجله قرار يافت . سنجار به قول قزوينى در قرن هفتم گرمابههاى معروفى داشته كه . . . » ؛ ( لسترنج ، 106 ) .
264 ) پوشنگ : فوشنج يا بوشنج ، از اقليم چهارم ، طولش از جزاير خالدات صد - ه [ 94 درجه و 5 دقيقه ] و عرض آن از خطّ استوا لد - نه [ 34 درجه و 55 دقيقه ] . شهرى كوچك است .
هامش
[ ( 22 ) ] شايد اين ناشى از تصحيف اسم بيكث باشد . ( حاشيهء لسترنج ، ص 511 ) .