( 1 ) 222 ) سوس اقصى : از بلاد اقليم سوّم كه طول آن ه - ل [ 5 درجه و 30 دقيقه ] و طول آن كب [ 22 درجه ] . شهر سوس اقصى را تارودنت گويند و آن بر كنار قسمتى از خشكى است كه چند ميل در دريا پيش رفته است ، و اين پيشرفتگى را كيطى گويند و كشتيها از آن حذر كنند . در شمال آن رودى است كه از شرق كوه لمطه مىآيد ؛ ( تقويم البلدان ، 175 ) . « . . . آخرين شهرى از آبادانى عالم اندر مغرب . آنجا مردمانىاند از طبع مردمى دور تر ، و آنجا غريب كمتر افتد . . . » ؛ ( حدود العالم ، 180 ) . « . . . مركزش تارودانت . از شهرهاى ديگرش تيزنيت است كه در حدود 83 كيلومترى جنوب اگادير قرار دارد . » ؛
( مصاحب ) .
223 ) امام محمّد واقدى : أبو عبد اللّه محمّد بن عمرو واقدى مدنى مولى اسلم ، از مورّخان و محدّثان اسلام و مؤلّف كتابهاى متعددى است كه از جملهء آنها التاريخ الكبير ، كتاب ضرب الدنانير و الدراهم ، كتاب اخبار مكّه ، كتاب الطبقات ، كتاب فتوح الشام ، كتاب فتوح العراق ، كتاب الجمل ، كتاب السيره ، كتاب مقتل الحسين ، و كتاب التاريخ و المغازى است ؛ ( معين ) . و گويند در جنگهاى صليبى كتاب مغازى اين شخص را صفحه به صفحه به دست قشون اسلام مىدادند تا تحريك و تشجيع شوند . [ 15 ]
224 ) حمير : موضعى است غربى صنعاى عرب . ( منتهى الارب ) . موضعى است در بيابان عرب كه گرگ آنجا به غايت درنده و خونريز باشد ؛ ( آنندراج ) .
شيرخواران را به مغز و شيرمردان را به جان * طعمهى مار و شكار گرگ حمير ساختند
« خاقانى » 225 ) زويله : از بلاد اقليم سوّم ، طول آن لط [ 39 درجه ] و عرض آن ل [ 30 درجه است ] .
زويله قاعدهء بلاد فزان است . مهدى اوّلين خلفاى علوى آن را ساخت و مسكن رعاياى خود قرار داد و خود و سپاهيانش به مهديّه ماندند ؛ ( تقويم البلدان ، 197 ) . « . . . شهرى است عظيم بر كران بيابان سودان نهاده شده و اندر حوالى و ناحيت وى بربريانند بسيار و اين بربريان مردمانىاند اندر بيابانهاى مغرب همچون عرب اندر باديه . » ؛ ( حدود العالم ، 179 ) .
226 ) ابو موسى اشعرى : عبد اللّه بن قيس بن سليم ، از مردم قريهء رمع يكى از قراى يمن و از قبيلهء أشعر يمن است . پس از فتح خيبر به حبشه هجرت كرد و سپس از حبشه به مدينه بازگشت . پس از جنگ صفّين . . . از طرف امير المؤمنين على ( ع ) حكم گرديد و از عمرو عاص فريب خورد ، و . . . به مكّه گريخت و در آنجا نيز نتوانست بماند . پس ، به كوفه آمد و همانجا درگذشت . قبر او در ثويّه موضعى به كوفه است ؛ ( دهخدا ) . « . . . در جنگ جمل ابو موسى پيروان خود را به رعايت بىطرفى تشويق كرد و با وجود اصرارهاى بسيار اين وضع را فرونگذاشت تا آنكه طرفداران على ( ع ) همين كه امكان يافتند او را از شهر براندند ؛ ( طبرى ، 5 ، 3145 - 3149 ) . « . . . أبو موسى از نظر شيوهء قرائت قرآن و خواندن دعا نيز
هامش
[ ( 15 ) ] در اين مورد رك : تاريخ ادبيات بروكلمان .