تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
( 1 ) آن از خطّ استوا لد - ك [ 34 درجه و 20 دقيقه ] كه به قرقيسيا بن طهمورث ديوبند منسوب است ( نزهة القلوب ، 26 ) . « . . . قرقيسيا بزرگترين شهرهاى ديار مضر است . . . » ( لسترنج ، 105 ) . « . . . شهرى است در ولايت جزيره در شش فرسخى رحبهء مالك بن طوق در نزديكى رقّه . جرير بن عبد اللّه بجلى و عدىّ بن حاتم و حنظله پس از آنكه معاويه سبّ و طعن صحابه را آغاز كرد از كوفه بدان شهر هجرت كردند . جرير در اين شهر وفات يافت . » ( انساب سمعانى به نقل دهخدا ) . 210 ) نصيبين : از ديار ربيعه و از اقليم چهارم است . طولش از جزاير خالدات عه [ 75 درجه ] و عرض آن از خطّ استوا له [ 35 درجه ] . گل آنجا بهترين گل ايران زمين است . در آنجا عقارب قتّال و پشه بسيار است . . . ( نزهة القلوب ، 125 ) . « . . . كوه نصيبين همان كوه جودى است كه كشتى نوح بر آن قرار گرفت . » ( تقويم البلدان ، 317 ) . « . . . نصيبين كه همان شهر نسيبيس روميهاست ، مطابق روايت ياقوت در قسمت علياى رود هرماس قرار داشت و جغرافىنويسان يونانى آن را سوكورس يا مكدونيس مىگفتند . » ( لسترنج ، 102 ) . « . . . و اندر وى ديرهاست از آن ترساها . و اندر وى حصارى است استوار . و اندر وى سنگ آبگينه خيز و نيكو . » ( حدود العالم ، 155 ) . 211 ) سنجار : از بلاد اقليم چهارم ، طول آن سو [ 66 درجه ] و عرض آن لو - ك [ 36 درجه و 20 دقيقه ] . سنجار در جنوب نصيبين است و آن از نيكوترين شهرهاست و كوههايش از پرنعمت‌ترين كوهها ؛ ( تقويم البلدان ، 138 ) . « . . . سنجار در قرن چهارم بارويى داشت از سنگ و حول و حوش آن بسيار آباد و پربركت بود . . . در شهر سنجار بود كه آخرين سلاطين سلجوقى سنجار يا سنجر ، پسر ملكشاه ، متولّد گرديد . سنجار در قرن هفتم به قول قزوينى گرمابه‌هاى معروفى داشت كه كف آنها موزائيك و سقف آنها از شيشه‌هاى رنگين بود . . . » ( لسترنج ، 106 ) . « . . . بر طبق روايات اسلامى ، كشتى نوح پيش از آنكه بر كوه جودى قرار گيرد مدّتى بر جبل سنجار توقّف كرد . ساكنين ناحيهء جبل سنجار از قرون وسطى از فرقهء يزيديه بوده‌اند ، و اكنون نيز در جبل و شهر سنجار كردهاى يزيدى زندگى مىكنند . » ( مصاحب ) . 212 ) آمد : از بلاد اقليم چهارم ، طول آن سه - ن [ 65 درجه و 50 دقيقه ] و عرض آن لز - نب [ 37 درجه و 52 دقيقه ] . شهرى است كهن از ديار بكر در مغرب دجله ؛ ( تقويم البلدان ، 322 ) . « . . . و مركز آن ديار [ ديار بكر ] شهر آمد بود كه آن را به صورت حامد نيز نوشته‌اند كه همان آميداى رومى باشد . . . » ( لسترنج ، 116 ) . « . . . آمد از مراكز تجارتى و صنعتى است . از 230 ميلادى از مهاجرنشينهاى رومى بود . در 368 قمرى به دست آل بويه افتاد . آمد از هدفهاى دولت روم شرقى بود . و پس از تسلّط عثمانيها بر ناحيهء ديار بكر نام آمد به ديار بكر مبدّل گرديد . » ( مصاحب ) . 213 ) ميّافارقين : از ديار ربيعه است از اقليم چهارم ، طولش از جزاير خالدات عد - يه [ 75 درجه و 15 دقيقه ] و عرض آن از خطّ استوا لح [ 38 درجه ] . شهرى است بزرگ ، هواى خوش