تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
( 1 ) حمد و ثناى خداى تعالى بگفت و بعد از آن گفت : اين جمع منافقان را چه افتاده است كه مرا مىرنجانند و بر اهل من دروغ مىبندند و زبان افك در حقّ ايشان همى گشايند ؟ به خداى كه من از اهل خود جز عفّت و خير نديدم . و [ از ] اين مرد كه دروغ بر وى مىبندند ، يعنى صفوان بن المعطّل ، جز نيكى نديدم ، و جز صلاحيت نديده‌ام . . . » [ 12 ] 201 ) رقّه : از اقليم چهارم است ، طولش از جزاير خالدات عد - يز [ 74 درجه و 17 دقيقه ] و عرض آن از خطّ استوا لد - م [ 34 درجه و 40 دقيقه ] . به زبان رومى آن را قالانيقوس خوانده‌اند . به عهد قادر خليفه جعبر نامى كه حاكم آن ديار بود ، بر لب فرات محاذى شهر رقّه ، قلعتى از سنگ خارا ساخته است . . . آن قلعه در برابر ديه صفّين است كه رزمگاه على ( ع ) و معاويه بوده است ، و بر لب آب فرات در آن حوالى مشهدى است كه شهداء طرفين آنجا مدفونند ؛ ( نزهة القلوب ، 123 ) . « . . . نام رقّه بيضاء است و آن قاعدهء ديار مضر است از جزيره » ( تقويم البلدان ، 309 ) . « . . . رقه شهرى است بر ساحل فرات از ديار مضر و آن را رافقه نيز گويند . » ( لباب الالباب ) . « . . . شهر قديم بين النهرين بر ساحل چپ فرات . در ايّام باستانى كالينيكوس نام داشت و گويند آن را سلوكوس كالينيكوس بنا كرده . در جنگ صفّين على ( ع ) از آنجا از فرات گذشت . بتانى بيشتر عمر خود را در رقّه گذرانيد . » ( مصاحب ) . 202 ) قبطيان : عنوان مسيحيان مصرى پيرو مذهب وحدت طبيعت كه تعداد آنان بيش از يك ميليون است و مانند مسلمانان آن سرزمين اعقاب ساكنين اوليّه درّهء نيل هستند . به گفتهء نويسندگان قديم عرب نام اين گروه مأخوذ از قبط است كه نام يكى از سلاطين مصر قديم و از اعقاب نوح بوده است . امروز معتقدند كه كلمهء قبط مأخوذ از كلمهء يونانى آيگيپتوس [ مصرى ] است . . . ؛ ( مصاحب ) . 203 ) رها : از اقليم چهارم است . در او كنيسه‌اى از سنگ ساخته بودند و گنبدى بزرگ در ميان و زيادت از صد گز صحن گنبد بوده است و در مسالك الممالك آمده از آن عظيمتر و نيكوتر در جهان ، عمارت كس نساخته بوده . امّا ، اكنون خراب است ؛ ( نزهة القلوب ، ص 23 ) . « . . . شهرى است خرّم ، اندر وى كنيسه‌اى است كى [ كه ] اندر همهء جهان كنيسه‌اى از آن بزرگتر و عجبتر نيست و اندر وى رهبانانند . » ( حدود العالم ، 157 ) . « . . . ادسا [ ] عربى الرّها [ ] در بعضى مآخذ فارسى رها [
roha
] . شهر قديم در محلّ شهر كنونى اورفه در جنوب تركيّهء آسيايى . در افسانه‌ها بناى آن را به نمرود نسبت داده‌اند و در تورات هم ذكر آن رفته . رها در تاريخ تمدن جهان نقش عمده‌اى داشته ؛ چه اين شهر در حدّ فاصل بين تمدن يونان و تمدن شرق واقع بوده است . . . اين مدرسه با فتوحات اسلامى از بين رفت ولى دو اثر عمده از آن باقى ماند كه يكى انتشار مذهب نسطورى به ممالك شرق ، مخصوصا ايران ، بود و ديگرى شناساندن علوم و
هامش
[ ( 12 ) ] رك : سيرت رسول اللّه ، 2 ، 785 به بعد .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 963 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى